۱۶ بهمن ۱۳۸۸
بار اول بود، استرس زیاد و نگرانی از خرابکاری حالم را بدتر از اون چیزی که بود میکرد.
ولی بالاخره تونستم، فکر هم میکنم که خوب انجامش دادم. اتفاقات خودش اونجوری که باید میافتاد، شکل گرفت و من فقط اون چیزی که باید انجام میدادم را عملی کردم، بدون اینکه از قبل چندین ساعت روش فکر کنم. فقط یکبار، بارِ اول بود! دیگه هرچهقدر هم انجامش بدم مثل بار اول اون استرس و نگرانی دوستداشتنی رو نداره.
برچسب ها: استرس, اول, حرف, دوستداشتنی, صحبت, نگران
فرستاده شده با موضوع مربوط به خودم | ۲ نظر »
۳ آذر ۱۳۸۸
همهی مشکلات از وقتی شروع میشه که به خودم امید میدم. تصمیم میگیرم تمام تمرکزم را بگذارم روی درس و به خودم میقبولونم که اگه این کار را بکنم درس را خوبِ خوب میفهمم.
وارد کلاس میشم و دفتر و قلمم را آماده میکنم تا دبیر بیاد سر کلاس و درسش را شروع کنه. در اولین اقدامش یک تستِ کنکور از درس جلسهی گذشته میده و من با تمام تلاشم سعی میکنم حلش کنم، ولی نمیتونم. باز بهخودم میقبولونم که این درسِ هفتهی پیش هست و من به خودم قول دادم از درسِ امروز بترکونم! و بهاین نحو از خودم دفاع میکنم در برابر ضرباتِ روحیای که معلم میخواد بهم وارد کنه!
درس جدید شروع میشه، احساس میکنم درس را خوب فهمیدم و به خودم مغرور میشم کمی حتی (!)، توی دلم هم بهخودم میگم “دیدی درس رو میفهمی، کافیه توجهت را بیشتر کنی!” / معلم یک مثال حل میکنه، احتمالا میتونم حلش کنم چون آسونه ولی خوب بازم کسایی هستن که خیلی زودتر از من حلش کنن و جواب بدن. به خودم میگم مهم اینهکه بتونم جواب بدم، باز هم ضربات معلم را دفع میکنم.
نوبت میرسه به سوالهای سخت، باز کم میارم، بدجوری کم میارم. چند نفری هستن که میتونن به سوال جواب بدن. ولی من نمیتونم، خیلیهای دیگه هم نتونستن، ولی مهم اینهکه من نمیتونم. معلم من را ضربهفنی میکنه با این کارش و موجی از ناامیدی بهسمت من حملهور میشه. دیگه کلِ اون روز از درس چیزی متوجه نمیشم و همش به خودم و مغز صفر کیلومترم فحش میدم. تا شب همین حس و حال رو دارم. به امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان فکر میکنم، و در مرحلهی بعد هم حسِ جدیدی که امسال تازه سراغم اومده داغونم میکنه، اونم اینهکه من کنکور میخوام چیکار کنم آخه؟؟؟!!
خلاصه که اگه خودم را دست کم میگیرم، اگه واقعا چیزی حالیم نیست، اگه داغونتر از منم خیلی هست، اگه ملاک این چیزهایی که گفتم نیست، اگر اشتباه میکنم و درسم خوبه و اگر… به هر حال من ناامید میشم به درسم و این آزارم میده.
برچسب ها: امتحان, امید, ترس, دانشگاه, درس, مدرسه, مشکل, ناامید, نهایی, نگران, کنکور
فرستاده شده با موضوع مربوط به خودم | یک نظر »