بعضی چیزها رو بایــــــد خودم تجربه کنم، بدون اینکه اهمیت بدم نظر دیگران چی هست، یا اینکه بقیه در مورد من و اون کارم چه چیزی خواهند گفت. بایـــــد خودم برم جلو و حسش کنم تا بفهمم چقدر خوب یا بده، هیچ محدودیتی هم نباید جلوم رو بگیره. چون تا وقتی خودم از نزدیک اون رو درک نکنم، نمیتونم درست در موردش اظهار نظر کنم. اگه هم چیزی بگم، ناقصه، اشتباهه… وقتی تجربهش کردم، با خیال راحت در موردش حرف میزنم، فکرم هم کمتر مشغول میشه. من عاشق تجربه کردن چیزهای جدید هستم، و امروز این حس خیلی بیشتر از قبل شده!
پ.ن: اول که مطلب رو نوشتم همهی ضمیرها، دوم شخص مفرد بود! ولی بعدا هرچی “ت” بود تبدیل شد به “م”!