بار اول

۱۶ بهمن ۱۳۸۸

بار اول بود، استرس زیاد و نگرانی از خراب‌کاری حالم را بدتر از اون چیزی که بود می‌کرد.

ولی بالاخره تونستم، فکر هم می‌کنم که خوب انجامش دادم. اتفاقات خودش اون‌جوری که باید می‌افتاد، شکل گرفت و من فقط اون چیزی که باید انجام می‌دادم را عملی کردم، بدون این‌که از قبل چندین ساعت روش فکر کنم. فقط یک‌بار، بارِ اول بود! دیگه هرچه‌قدر هم انجامش بدم مثل بار اول اون استرس و نگرانی دوست‌داشتنی رو نداره.

RSS