سیستم جدید اسکن بدن در فرودگاه‌ها (طنز)

از بعد از اتفاقی که در اون شخصی قصد داشت بمبی را در هواپیمایی که به سمت امریکا می‌رفت منفجر کنه سیستم جدید امنیتی به فرودگاه‌های امریکا اضافه شده که تمام بدن شما را نشون می‌ده. مثل عکس زیر:

Airport-body-scanner-001

همین‌طور که مشخصه این ابزار همه‌ی اجزای بدن را نشون می‌ده و همین باعث اعتراض بعضی مردم شده بود که خجالت می‌کشن تمام بدنشون به نمایش در بیاد! در همین راستا پیشنهاد می‌کنم کاریکاتور زیر را هم ببینید!

article-1240637-07C23BCF000005DC-916_964x622

(برای بزرگ‌نمایی روی عکس کلیک کنید)

توپول موپولوف و پروازهای مستقیم به بهشت

بدون هیچ توضیح اضافی، آنچه که این چند روز در اینترنت در مورد از بین رفتن هم‌وطنانمون در حادثه”های” هواپیمایی دیدیم:

هموطنان عزیز، در باغ سبز شهادت همیشه به روی شما باز است! – هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران
iran-airline

757491fc0dd45d4565b7bc4a5b3e19d0

چیز اضافه‌ای هم نمی‌گوییم تا در غم از‌دست‌رفتگان سکوت کرده باشیم…!

نمی‌تونه منظورش را برسونه

بلیط پروازش را گرفته توی دستش و داره توی سالن قدم می‌زنه… می‌خواد به… مثلا… امریکا سفر کنه. تنهایی سفر می‌کنه واسه همین کارهای زشتی که همیشه نمی‌کرده رو دوست داره انجام بده ببینه چی می‌شه. همین‌قدر می‌دونه که سوار هواپیما می‌شه… جای صندلی‌شو خودش پیدا می‌کنه، اصلا دوست نداره از مهمان‌دار هواپیما کمک بگیره. حالش از “Hello Hello” گفتن ملت به مهمان‌دار‌ها به‌هم می‌خوره. می‌شینه روی صندلی. صندلیش کنار پنجره هست، کنار بال هواپیما. یک صندلی هم اون‌جاست که هنوز خالیه، داره فکر می‌کنه که چه کسی اونجا خواهد نشست، راستش خیلی واسش اهمیت داره که آدمی که بغلش می‌شینه، آدم باشه! حوصله آدم‌های عجیب رو نداره.

هواپیما تقریبا پر شده، دو سه نفر میان اون‌جا می‌شینن، فکر می‌کنه جاشون این‌جاست ولی همشون بعد از ۱ دقیقه نشستن پا می‌شن برن سر جاشون. انگار اون‌ها منتظر بودن اونجا خلوت بشه تا برن سر جاشون… کلافه می‌شه از بس توی راهرو شلوغ شده. بیرون را نگاه می‌کنه. یک ماشین کنار هواپیما ایستاده و یک لوله ازش وصل شده به بال هواپیما، شاید داره بنزین می‌زنه. یکی هم اون‌جا ایستاده و داره لوله را چک می‌کنه… احساس می‌کنه یکی کنارش داره تکون می‌خوره. چهره‌اش براش آشناست، انگار بهش وابسته‌ست. سعی می‌کنه خودشو عادی نشون بده و بهش نگاه نکنه. مثل این‌که بالاخره کسی که قرار بود توی این پرواز طولانی اون‌جا بشینه اومده بود. هیجان داره.

توی دلش احساس بدی داره، اون کسی که کنارش نشسته، کسی هست که خیلی دوستش داره، اصلا نمی‌شناستش ولی همیشه توی فکر و خیالش باهاش زندگی کرده، خیلی چیز‌ها هم به همین خاطر ازش می‌دونه… به این فکر می‌کنه که این‌بار تنهاست و می‌تونه خیلی کارها بکنه… ولی خجالت می‌کشه. توی وجودش داره با خودش می‌جنگه… “ای بی‌جنبه”، “باز تو رقتی تو فکر و خیال؟”… هواپیما از زمین بلند شده. اونی که کنارش نشسته خیلی آرومه و اصلا اهمیتی نمی‌ده به دور و برش.

بالاخره خودش را کنترل می‌کنه و سعی می‌کنه با موزیک گوش دادن حواس خودش را از اون چیزی که داره بهش فکر می‌کنه، پرت کنه. چند دقیقه‌ای می‌گذره و احساس می‌کنه اون دو سه بار یواشکی نگاهش کرده… به خودش می‌گه “شاید قیافت خیلی خنده‌داره…” سعی می‌کنه نشون بده اصلا توجهی به اطرافش نداره. دوست داره بغلش کنه و تا می‌تونه بوسش کنه، آخه گفتم که اون همون کسیه که خیلی دوستش داره. ولی نمی‌تونه همش با خودش کلنجار می‌ره… خودشو بی‌ارزش‌تر از اون چیزی می‌دونه که بخواد با اون که دوستش داره حتی حرف بزنه چه برسه به…!

انقدر با خودش کلنجار می‌ره که کلافه میشه تا می‌خواد کاری که ازش می‌ترسه را انجام بده، از خواب بیدار می‌شه. سقف اتاق را نگاه می‌کنه و ناراحته: “اه چرا کار رو تموم نکردم!”… دیگه هرکاری می‌کنه نمی‌تونه بخوابه تا به اون حرفشو بزنه. گریه می‌کنه.

پ.ن: این‌ها نوشته‌های یک انسان خوشحال بود! اینجا گذاشتیم تا بقیه هم به شاد بودن اون انسان پی ببرند…

بی خوابی و روز پرمشغله ای که در انتظاره

الان نزدیک به ۳ ساعته دارم توی این تخت خواب لعنتی تلاش می کنم بخوابم ! جالب اینجاست دیروز فقط ۵ ساعت خوابیدم ولی الان اصلا احساس خواب آلودگی نمی کنم. باز جالبتر اینه که من باید ساعت ۱۲ حد اکثر می خوابیدم تا صبح پاشم و وسایل شخصیم رو برای مسافرت آماده کنم … ولی خوب مثل اینکه قراره ماجرا جور دیگه ای باشه.

یا من تا صبح بیدار می مونم بعد میرم می خوابم و بعد با داد و فریاد باید از خواب بیدار بشم، یا اینکه کلا نمی خوابم … میگذارم وقتی کلی خسته شدم توی ماشین می خوابم ( مسیر خونه تا فرودگاه امام رو منظورمه ! 😀 )، کلا ایده های جالبی دارم واسه امروز !

کلا دیگه فکر نکنم بتونم از اینجا سایت رو مورد عنایت قرار بدم چون صبح که کامل وقتم گرفته میشه، بعدش هم باید چند ساعتی رو توی ماشین باشم ( آو یادم نبود جاده های سراسر کشور مجهز شدن به Wireless پس من می تونم توی ماشین هم از اینترنت استفاده کنم … خوب بسه دیگه خیلی خیال پردازی کردم ) ، بعدش هم باید چند ساعت توی فرودگاه معطل باشم، باز بعدش حدود ۲ ساعت یا شایدم بیشتر ( چون دو تا پروازه، وسط راه پیادمون می کنن ! میریم سوار یه هواپیما دیگه میشیم که خوب حتما طول میکشه ) توی هواپیما، بعدش دیگه میرسم هتل و … آو نصف شبه ( آخه پرواز ۱۱ شبه ) پس نمی شه رفت پرس و جو کرد برای اینکه ببینی داخل اتاق هم میشه به اینترنت وصل شد یا نه، پس باز میخوابی تا فردا صبح … واقعا کسی هست که همه ی این چرت و پرتهایی که الان گفتم توی این چند خط بالا رو کامل خونده باشه ؟

خلاصه که امروز روزیست پر از اتفاقات جالب و همچنین کسلی من به خاطر اینکه بعد از دو روز رو هم رفته ۵ ساعت خوابیدم …

راستی فرودگاه امام که دیگه Wireless خور شده به سلامتی ؟! ای وای مگه میشه نداشته باشه … اینا که چیزی نیست اصلا اینترنت فوق وایرلسی دارن اونجا !

آهان در ضمن سعی می کنم تویترمو آپدیت کنم که دوستام نگرانم نشن 😀 می دونم فردا هزاران نفر توی تویتر همش صفحه منو رفرش می کنن تا من خبر سلامتیم رو بهشون برسونم !! 😀

پ.ن : نوشته هایی که در بالا خوندید همه حاصل بی خوابی های این چند روز من بود که یک جا قبل از سفر خالیشون کردم، تا اگه مردم عقده ای از دنیا نرم