باز هم بوی سفر می‌آید، سفری تابستانه

زمان زیادی از آخرین سفر خانوادگی ما نمی‌گذره، حدودا ۶ هفته‌ی پیش برای… برای عمل کردن پای من به تهران رفتیم! واقعا چه سفر مفرح و باحالی!! خاطرات اون من را دیوانه کرده… از اونجایی که اون سفر خیلی خوش گذشت (؟!) تصمیم داریم امروز صبح هم باز بار سفر ببندیم و بریم سمت تهران، البته به مدت یک‌روز، این‌بار هم باز به دیدار دکتر عزیز می‌رویم، همون کسی که یک‌ ماه‌و‌نیم پیش به من کلی حال داد و من رو برد زیر تیغ جراحیش… قصدمون از دیدار دوباره‌ی دکتر این هست که وضعیت پام رو مشاهده‌ای بکنه و از کار خودش کمی تعریف و تمجید بکنه تا اگر مشکلی نبود، انشاالله سفر اصلی‌مون را شروع کنیم.

از اون‌جایی که آهی در بساط نیست، خبری از مسافرت چین و تایلند و اروپا هم نیست! البته برای این‌که کلاس بگذاریم بهتره بگیم به‌خاطر آنفولانزای خوکی سفر خارجی نمی‌ریم 😀 ولی خوب از اون‌جایی که ایران خودش پره از جاذبه‌های گردش‌گری و زیبایی‌های محض به این فکر افتادیم که یک سر به مشهد بزنیم. راستش من در این انتخاب هیچ سهمی نداشته‌م پس دلیلش را هم نمی‌دونم. ولی این حرفم، معنیش این نیست که از این مسافرت خوشم نمیاد. مگه قراره مشهد خوش نگذره؟

چیزی که از الان نگرانش هستم، وضعیت ماشین هست. تا به‌حال به دفعات به مشهد مسافرت کرده‌ایم و ماشاالله، هزار ماشاالله مشهدی‌های عزیز بسیار در رانندگی حرفه‌ای هستند و وقتی رانندگی می‌کنیم در شهرشون، هیجان وجود من را احاطه می‌کنه!

البته استرس هم دارم، به دلیل یک مسئله‌ای که کاملا سکرت هست و ۳ نفر بیش‌تر اون را نمی‌دونن… امیدوارم در حین مسافرت کلا اون موضوع را یادم بره تا بیش‌تر از این سفر لذت ببرم. نمی‌دونم مشهد می‌تونم از اینترنت استفاده کنم یا نه، از اون‌جایی که هتل‌های ایرانی همشون Wireless free هستند (و اون‌هایی هم که مثلا این پدیده رو دارن!… بیخیال همون بهتر که نداشته باشن!!)، فکر کنم باید یک هفته‌ای از اینترنت دور بمونم 😀 ولی حتما باید از خاطرات سفرم بنویسم، اگر زیبا باشه البته.

فعلا می‌خوام برم بخوابم تا فردا که به‌زور خواب بیدارم می‌کنن زیاد شکنجه نشم، تنها چیزی هم که باید با خودم بیارم همین ۳کیلو لپ‌تاپ و حدودا ۱۵۰گرم موبایله (+شارژرهاشون 😀 ) و بقیه چیزها رو بقیه واسم میارن. پیش به سوی مسافرتی که شروعی پر از استرس داره (نه به خاطر دکتر) ولی امیدوارم که وضع روحیمو سر و سامون بده و در نتیجه استرسه هم کم‌تر بشه.

ترکیه: اولین روز مسافرت

واقعا چرا ؟! نه آخه دلیلش چیه ؟ یعنی انقدر مردم باید کوچیک بشن ؟! ولی … !!

از کسی که ویزا رو چک می کرد ( در ایران ) پرسیدم چرا پرواز به آنتالیا مستقیم انجام نمیشه ؟ خندید و گفت جلوشو گرفتن.

از یکی از مهماندارهای مردی که توی قسمت دریافت بار بود پرسیدم چرا پرواز به آنتالیا مستقیم انجام نمیشه ؟ خندید و گفت ایران و ترکیه قراردادی برای این کار امضا کردن ! ( البته بعدش فرار کرد دیگه نگذاشت ادامه سوالهامو بپرسم ! )
از یکی از مهماندارهای پرواز ترکیمون ( Sky airlines ) پرسیدم چرا پرواز به آنتالیا مستقیم انجام نمیشه ؟ خندید و گفت “ایران” نمیگذاره !

از لیدر تور در هتل پرسیدم چرا پرواز به آنتالیا مستقیم انجام نمیشه ؟ خندید و گفت به خاطر مسائل سیاسی … وارد این مسائل نشی بهتره !

اینبار از خودم پرسیدم “چرا پرواز به آنتالیا مستقیم انجام نمیشه ؟” اشکم در اومد ! نتونستم حتی رو جوابش فکر کنم …

بالاخره گذشت … پرواز از تهران حدود یک ساعت یا بیشتر تاخیر مسخره ای داشت ! بعد پرواز در شهر “قاضیان تپ” در ترکیه یک ساعت توقف کرد الکی ! بعد از اونجا دوباره پرید رفت آنتالیا ! فاصله شون نزدیک نبود … خسته شدم …

وارد فرودگاه شدم … انقدر خسته بودم که حوصله نداشتم دیگه روی اون موضوع فکر کنم. لیدر رو پیدا کردیم و …

ادامه مطلب در ادامه مطلب !!!! چون ادامه ی این نوشته را ۵ ساعت بعدش کامل کردم !

بیشتر بخوانیدترکیه: اولین روز مسافرت

بی خوابی و روز پرمشغله ای که در انتظاره

الان نزدیک به ۳ ساعته دارم توی این تخت خواب لعنتی تلاش می کنم بخوابم ! جالب اینجاست دیروز فقط ۵ ساعت خوابیدم ولی الان اصلا احساس خواب آلودگی نمی کنم. باز جالبتر اینه که من باید ساعت ۱۲ حد اکثر می خوابیدم تا صبح پاشم و وسایل شخصیم رو برای مسافرت آماده کنم … ولی خوب مثل اینکه قراره ماجرا جور دیگه ای باشه.

یا من تا صبح بیدار می مونم بعد میرم می خوابم و بعد با داد و فریاد باید از خواب بیدار بشم، یا اینکه کلا نمی خوابم … میگذارم وقتی کلی خسته شدم توی ماشین می خوابم ( مسیر خونه تا فرودگاه امام رو منظورمه ! 😀 )، کلا ایده های جالبی دارم واسه امروز !

کلا دیگه فکر نکنم بتونم از اینجا سایت رو مورد عنایت قرار بدم چون صبح که کامل وقتم گرفته میشه، بعدش هم باید چند ساعتی رو توی ماشین باشم ( آو یادم نبود جاده های سراسر کشور مجهز شدن به Wireless پس من می تونم توی ماشین هم از اینترنت استفاده کنم … خوب بسه دیگه خیلی خیال پردازی کردم ) ، بعدش هم باید چند ساعت توی فرودگاه معطل باشم، باز بعدش حدود ۲ ساعت یا شایدم بیشتر ( چون دو تا پروازه، وسط راه پیادمون می کنن ! میریم سوار یه هواپیما دیگه میشیم که خوب حتما طول میکشه ) توی هواپیما، بعدش دیگه میرسم هتل و … آو نصف شبه ( آخه پرواز ۱۱ شبه ) پس نمی شه رفت پرس و جو کرد برای اینکه ببینی داخل اتاق هم میشه به اینترنت وصل شد یا نه، پس باز میخوابی تا فردا صبح … واقعا کسی هست که همه ی این چرت و پرتهایی که الان گفتم توی این چند خط بالا رو کامل خونده باشه ؟

خلاصه که امروز روزیست پر از اتفاقات جالب و همچنین کسلی من به خاطر اینکه بعد از دو روز رو هم رفته ۵ ساعت خوابیدم …

راستی فرودگاه امام که دیگه Wireless خور شده به سلامتی ؟! ای وای مگه میشه نداشته باشه … اینا که چیزی نیست اصلا اینترنت فوق وایرلسی دارن اونجا !

آهان در ضمن سعی می کنم تویترمو آپدیت کنم که دوستام نگرانم نشن 😀 می دونم فردا هزاران نفر توی تویتر همش صفحه منو رفرش می کنن تا من خبر سلامتیم رو بهشون برسونم !! 😀

پ.ن : نوشته هایی که در بالا خوندید همه حاصل بی خوابی های این چند روز من بود که یک جا قبل از سفر خالیشون کردم، تا اگه مردم عقده ای از دنیا نرم