مسافر نوروز

کلا بر این عقیده هستم که در ایام تعطیلی سال جدید، در خونه بودن و عید دیدنی و این‌جور مسائل کار به‌دردبخوری نیست و چه بهتر که آدم چند روز قبل از عید وسایلش رو جمع کنه و به یک سفر چندروزه بره. به‌من اینجوری واقعا خیلی بیشتر خوش می‌گذره تا اینکه خونه بشینم و روزها رو بشمرم تا ۱۳ فروردین هم برسه و بعد باز برم مدرسه!

نوروز امسال هم از ۲۸ اسفند تا همین امروزی که این مطلب رو می‌نویسم به یک مسافرت خیلی خوب رفتم که واقعا باید بگم خوش گذشت و اگه انتخابش دست خودم بود، دوست نداشتم به‌این زودی‌ها از اونجا برگردم. (وطن‌پرستیت کجا رفته؟!)

سفری که اینبار داشتم، به جزیره‌ای کوچک در جنوب هند بود، یعنی سری‌لانکا؛ کشوری با طبیعت دست‌نخورده و مردم خوب که واقعا ارزش دیدن رو داشت و فکرش رو نمی‌کردم انقدر از بودن درش لذت ببرم. سری‌لانکا یک‌سالی می‌شه که از حمله‌های گروه تروریستی “ببرهای تامیل” در امان هست چون فعلا این گروه از بین رفته و اعضای اصلیش از بین رفتن، با این حال در این مدت کوتاه توریست‌های خیلی زیادی رو به خودش جذب کرده، به‌خاطر ساحل‌های خوب و طبیعت بکرش و به‌خاطر آثار و بقایایی که بعضی از اون‌ها مربوط به هزاران سال پیش می‌شه و به‌خاطر موجودات و پدیده‌هایی که شاید هیچ‌جای دیگه نشه دیدشون.

من هم به‌نحوی سعی کردم از همه‌ی دیدنی‌هایی که می‌شد استفاده کنم. شنا در اقیانوس هند و استخر زیر تابش شدید آفتاب، رفتن به مناطقی که انگار تا حالا دست آدمی‌زاد بهشون نرسیده بود، سافاری در جنگل و دیدن فیل‌های وحشی از فاصله‌ی ۵ متری که برام ارزشش خیلی بالاتر از لمس فیل‌های تربیت‌شده داشت، یا حتی دیدن لئوپارد (پلنگ) که هیچ قفسی نداشت و با وقار خاصی از کنارم عبور کرد… فکر کنم نیاز به توضیح نباشه که چقدر مهم‌تر هست وقتی یک حیوان وحشی و درنده رو بتونی در یک محیط جنگلی بدون هیچ حفاظی ببینی تا اینکه در باغ‌وحش و از پشت میله‌ها نگاهش کنی! یا اینکه فیلی رو ببینی که اگه درست باهاش برخورد نشه هیچ‌جور نمی‌شه کنترلش کرد تا اینکه یک فیل تربیت شده رو از نزدیک ببینی و حتی سوارش بشی… و خیلی کارهای “خاص” دیگه…

به‌هر حال، اگه بخوام همه‌ی اتفاقاتی که افتاده رو توضیح بدم نیاز به زمان زیادی هست چون هرلحظه از مسافرت اتفاقی بود که چندین صفحه می‌شه در موردش حرف زد. فقط همین رو بگم که خوشحالم که عید رو تونستم جایی برم که واقعا احساس کنم به‌یک مسافرتِ خوب رفتم تا خستگی‌های سالِ قبلش رو فراموش کنم و بهتر بتونم خودم رو برای شروع سال جدید آماده کنم.

در هر صورت، امروز ساعت ۶ صبح مسافرت به‌طور کامل تموم شد و این رو وقتی کاملا متوجه شدم که مسئول پارکینگ فرودگاه جواب سلامم رو نداد! 😉 و البته من هم ممنوع‌الخروج شدم و تا وضعیت خدمت نظام‌وظیفه‌ام مشخص نشه نمی‌تونم جایی برم… حالا کو تا مسافرت بعدی!!

پ.ن: اولش تصمیم داشتم هر روز اتفاقاتی که در سفر می‌افته رو بنویسم و بعد یک‌جا در یک مطلب منتشر کنم ولی وقتی وارد جو مسافرت شدم، منصرف شدم. حالا که برگشتم باز دارم به‌این فکر می‌کنم که چه‌خوب می‌شد اگه این کار رو انجام می‌دادم!! به‌هرحال می‌تونست به‌عنوان یادگاری از سفر باشه تا شاید چند مدت دیگه خاطرات رو تازه کنه؟! کلا خیلی دوست داشتم بیشتر در مورد سفر بنویسم، ولی فعلا حالش رو ندارم، چرا دروغ بگم 😀

تبریک نوروز ۸۹

مثل این‌که سال ۸۸ هم داره کم‌کم تموم می‌شه و همه دارن آماده می‌شن برای شروع یک سال جدید. پارسی‌کده هم از این قاعده پیروی می‌کنه و تصمیم دارم در این نوشته سال جدید را به همه‌ی کسایی که نوروز را جشن می‌گیرن تبریک بگم.

مثل همه من هم آرزو می‌کنم همه‌ی ایرانی‌ها (و مخصوصا اون‌هایی که این نوشته رو می‌خونن :D) سال خیلی خوبی داشته باشن و در سال جدید نه‌تنها هیچ اتفاق بدی براشون نمیفته بلکه همه‌ش در شادی و سرزندگی باشن. (البته این‌ها “آرزو” هستن، بنده تضمینی برای حرف‌هایی که زدم ندارم 😉 :P)

این کار آماتوری رو هم چند روز پیش که بیکارتر از قبل بودم (!) انجام دادم، تقدیمش می‌کنم به همه‌ی عزیزان و سروران!

پ.ن: وقتی این مطلب منتشر می‌شه من خیلی خیلی از خونه دور هستم و به‌یک مسافرت رفتم… پس از الان یعنی ۲۷م اسفند عید رو تبریک می گم!! شاید از مسافرت هم مطلب نوشتم، چمیدونم!!!

دو تولد: ۱۷ سالگی و ۱ سالگی!

خوب همون‌طور که از عنوان این مطلب پیداست، این نوشته یک مطلب کاملا دومنظوره به‌حساب میاد 😀

امروز بیست‌وسوم اسفند اولا تولد هفده‌سالگی خودمه؛ دوما تولد یک‌سالگی پارسی‌کده!

خودم ۱۷ ساله می‌شم و خیلی خوبه و از این حرف‌ها!! کلا خیلی از روز و ماه تولدم خوشم میاد. یه‌جورایی چون آخرین روز‌های ساله انگار همه آماده می‌شن واسه تبریک گفتن تولد من (واسه نوروز یعنی!!) و هم این‌که مدرسه تعطیل می‌شه که خودش یه‌جور کادوی تولد از طرف مدرسه هم به‌حساب میاد 🙂 خلاصه اینکه انگار همه‌ دارن آماده می‌شن واسه‌ی یک شروع دوباره و من هم سال‌شمار زندگیم دوباره صفر می‌شه؛ مثل سال جدید که با اومدنش انگار همه‌چیز رو “صفر” می‌کنه و همه‌ی این اتفاق‌هایی که در اصل به‌واسطه‌ی شروع سال نو می‌افتن من رو متقاعد می‌کنن که کل جهان برام یه‌جشن تولد حسابی گرفته! (اعتماد به‌نفس کاذب!!!)

مطلب دومی که می‌خوام بگم تولد یک‌سالگی پارسی‌کده (البته‌ پارسی‌کده‌ی روی وردپرس) هست. توی این یک‌سال یکی از بهترین تجربه‌های اینترنتیم در زمینه‌ی وبلاگ‌نویسی را داشتم و مطمئنم حالا حالاها انرژی دارم برای پر کردن فضای وب از مطالب نه‌چندان مفید خودم! البته متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه! الان بیشتر از دو ماه هست که وبلاگ فیلتره و همچنان (!!) دارم تلاش می‌کنم رفع فیلترش کنم و امید دارم که خیلی زود پارسی‌کده رفع‌فیلتر می‌شه تا دوباره به رشد خوبی که داشت ادامه بده. ولی به‌هرحال انقدر به‌این کار علاقه دارم که با‌وجود مشکلات اخیر سایت، هنوز از کارم دل‌سرد نشدم. (دقت داشته باشید “هنوز” دل‌سرد نشدم! :))

دوست دارم با رعایت یه‌جور سنت که حتما باید در مورد عید صحبت بشه، این کار رو هم انجام بدم ولی فکر کنم سال جدید نیاز به یک مطلب جدید داره پس می‌گذارم وقتی به‌عید نزدیک‌تر‌تر (!) شدیم نطقی در موردش انجام می‌دم!!

عید شما مبارک !

کمتر از یک ساعت دیگه سال ۸۸ شروع میشه …

امیدوارم همه ی ایرینیها اولا توی ایام نوروز بهترین تعطیلات زندگیشون رو داشته باشن و بعدش هم امیدوارم سالی پر از خوشی و شادی، موفقیت و پیروزی داشته باشید. عیدتون هم مبارک !!

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفســیر می کند.

norooz_6

خانه تکانی پارسی کده ای ، سلام نوروز !

خوب عید که میشه بخوای نخوای باید خونت رو، یا حد اقل اتاقت رو ، یا اگه دلت بخواد سایتت رو تمیز کنی !

در مورد سایت تکونی ! که من این کار رو روز تولدم انجام دادم و کلا شاید بتونم بگم خونه رو عوض کردم …

ولی خوب باید به پیشواز نوروز هم رفت ! که خوب اگه دلت بخواد سفره ی هفت سین درست می کنی … من هم تصمیم گرفتم با گذاشتن این عکس :

parsi-nowruz

ارادت خودم رو نسبت به نوروز ثابت کنم. آخه می دونی چیه همیشه ۱ ماه قبل از کریسمس همه ی وبسایتهایی که کریسمس رو می خوان جشن بگیرن کلا صفایی به Header سایتشون میدن … ولی واسه نوروز کمتر این اتفاق میفته … البته خوب دلیلش واضحه چون کریسمس یه اتفاق تقریبا جهانیه ! ولی خوب نوروز محدود تر.

البته واسه نوشتن اون Nowruz هم کلی دچار مشکل شدم … آخه هزار جور این نوروز به انگلیسی نوشته میشه … واسه همین توی گوگل کلمه ی ” Nowrouz ” رو جستجو کردم خودش گفت که آیا منظورم ” Nowruz ” بوده ؟! منم به این نتیجه رسیدم Nowruz بیشتر استفاده شده پس از اون استفاده کردم.

به هر حال با کلی مصیبت و بد بختی این اثر هنری رو طراحی نمودم ! و الان وقتی می بینمش لذت می برم.