دو تولد: ۱۷ سالگی و ۱ سالگی!

خوب همون‌طور که از عنوان این مطلب پیداست، این نوشته یک مطلب کاملا دومنظوره به‌حساب میاد 😀

امروز بیست‌وسوم اسفند اولا تولد هفده‌سالگی خودمه؛ دوما تولد یک‌سالگی پارسی‌کده!

خودم ۱۷ ساله می‌شم و خیلی خوبه و از این حرف‌ها!! کلا خیلی از روز و ماه تولدم خوشم میاد. یه‌جورایی چون آخرین روز‌های ساله انگار همه آماده می‌شن واسه تبریک گفتن تولد من (واسه نوروز یعنی!!) و هم این‌که مدرسه تعطیل می‌شه که خودش یه‌جور کادوی تولد از طرف مدرسه هم به‌حساب میاد 🙂 خلاصه اینکه انگار همه‌ دارن آماده می‌شن واسه‌ی یک شروع دوباره و من هم سال‌شمار زندگیم دوباره صفر می‌شه؛ مثل سال جدید که با اومدنش انگار همه‌چیز رو “صفر” می‌کنه و همه‌ی این اتفاق‌هایی که در اصل به‌واسطه‌ی شروع سال نو می‌افتن من رو متقاعد می‌کنن که کل جهان برام یه‌جشن تولد حسابی گرفته! (اعتماد به‌نفس کاذب!!!)

مطلب دومی که می‌خوام بگم تولد یک‌سالگی پارسی‌کده (البته‌ پارسی‌کده‌ی روی وردپرس) هست. توی این یک‌سال یکی از بهترین تجربه‌های اینترنتیم در زمینه‌ی وبلاگ‌نویسی را داشتم و مطمئنم حالا حالاها انرژی دارم برای پر کردن فضای وب از مطالب نه‌چندان مفید خودم! البته متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه! الان بیشتر از دو ماه هست که وبلاگ فیلتره و همچنان (!!) دارم تلاش می‌کنم رفع فیلترش کنم و امید دارم که خیلی زود پارسی‌کده رفع‌فیلتر می‌شه تا دوباره به رشد خوبی که داشت ادامه بده. ولی به‌هرحال انقدر به‌این کار علاقه دارم که با‌وجود مشکلات اخیر سایت، هنوز از کارم دل‌سرد نشدم. (دقت داشته باشید “هنوز” دل‌سرد نشدم! :))

دوست دارم با رعایت یه‌جور سنت که حتما باید در مورد عید صحبت بشه، این کار رو هم انجام بدم ولی فکر کنم سال جدید نیاز به یک مطلب جدید داره پس می‌گذارم وقتی به‌عید نزدیک‌تر‌تر (!) شدیم نطقی در موردش انجام می‌دم!!

خداحافظی با یک موبایل قدیمی، سلامی بر موبایل جدید

بهمن‌ماه سال ۸۶ بود که با گوشی قدیمی‌ترم خداحافظی کردم و با کلی عشق و علاقه به موبایل جدیدم سلام کردم. تاریخش رو واسه این یادمه که دقیقا روز ۲۲ بهمن گوشی رو خریدیم، و کلا همین‌جوری الکی هم یادم مونده مگه نه تاریخ خرید هیچ‌چیزی یادم نمی‌مونه (دقیقش) که فکر نکنم چیز عجیبی باشه.

گوشی قبلیم که K750i بود را به بابام دادم، اون با گوشی فقط حرف می‌زنه و بعضی وقت‌ها اس‌ام‌اس می‌زنه (البته جدیدا از امکانات بانکی موبایل‌ها هم استفاده می‌کنه 😀 ) واسه همین واسه‌ش آنتن‌دهی و باتری گوشی خیلی مهمه. اون گوشی هم که این دو مزیت را داشت، پس بعد از من شروع کرد به استفاده ازش.

ولی من داشتم واسه‌ی خودم توی آسمون‌ها پرواز می‌کردم. قبلا در مورد شور و هیجان خرید یک وسیله‌ی جدید مطلبی نوشته بودم. کلا واسه هرچیزی که می‌خوام بخرم قبلش اینترنت رو زیر و رو می‌کنم، توی یوتیوب، توی سایت‌های موبایل فارسی و غیرفارسی، توی گوگل و خلاصه هرجا که چیزی گیرم بیاد! این مطلب در مورد N95 8GB که تازه خریده بودم هم صدق می‌کرد. وقتی گوشی رو گرفته بودم دستم کاملا با همه چیزش از قبل آشنا بودم (البته گوشی‌های سیمبین از دم همشون کاراشون مثل همه، هنر نکردم پس 😀 )، هی کارایی‌های گوشی را به بابا نشون می‌دادم و یادش می‌انداختم که قبلا واسه‌ش در مورد این کارایی گوشی حرف زده بودم، اون هم خیلی سردتر از اون‌چیزی که انتظارش را داشتم همیشه تحسین می‌کرد اون چیزی که برای من خیلی مهم جلوه داشت! (البته بعدا همون چیز‌ها برای خودم هم جذابیتش رو از دست داد!)

بیشتر بخوانیدخداحافظی با یک موبایل قدیمی، سلامی بر موبایل جدید