تجربه‌ای کوتاه از مکینتاش – قسمت اول: دورنمایی از مک!

مدت‌ها بود منتظر رسیدن گجت جدیدم بودم… ۲ ماهی هم الکی معطل شدم که فکر کردن بهش اذیتم می‌کنه، ولی خب بالاخره لپ‌تاپ جدیدم به‌دستم رسید.

قبلاً هم در مورد مکینتاش مطلبی نوشته بودم. اون بار اصطلاحاً هکینتاش رو روی کامپیوترم نصب کرده بودم که معمولاً هیچ‌وقت درست حسابی کار نمی‌ده… ولی همون هم تجربه‌ی بسیار دل‌نشینی بود برام.

اگر بخوام در مورد مک از اول توضیح بدم، مطلب خیلی طولانی می‌شه و البته موضوع این نوشته هم باعث می‌شه سراغ این کار نرم. فقط خیلی خلاصه می‌گم که اگر کسی احیاناً هیچ اطلاعی از مک نداره کمی آشنا بشه که مک (مکینتاش) سیستم‌عامل Apple است که در لپ‌تاپ‌ها و کامپیوتر‌های رومیزیش استفاده می‌شه و البته نمونه‌ی دیگه‌ای از اون هم توی گجت‌های دیگه‌ی اون مثل آی‌فون و آی‌پاد استفاده می‌شه که به iOS معروف هست.

طبیعتاً مخاطب این نوشته کسایی هستن که از قبل با مک آشنایی دارن و شاید بدشون نمیاد تجربه‌ای که من از مهاجرت از ویندوز به مک داشتم رو بدونن. پس بدون توضیحات اضافه‌ی دیگه‌ای می‌رم سراغ بخش اصلی نوشته‌ام. اگر علاقه‌مند هستید ادامه‌ی مطلب را مشاهده کنید.

ادامه مطلب “تجربه‌ای کوتاه از مکینتاش – قسمت اول: دورنمایی از مک!”

۵ سرویس برتر سوال و جواب در اینترنت

وقتی سوالی دارید که جوابش رو هیچ‌جا پیدا نمی‌کنید، همیشه می‌تونید از اینترنت کمک بگیرید. ولی از کجا شروع می‌کنید؟ در اینجا ۵ سرویس محبوب برای پیدا کردن جواب سوالات به‌صورت آنلاین را معرفی می‌کنم:

ادامه مطلب “۵ سرویس برتر سوال و جواب در اینترنت”

دغدغه‌ی بزرگ جلسه‌ی امتحان، ساعت برنارد

همیشه وقتی‌ سر جلسه‌ی امتحان نشستم، اگه مثلا زمان امتحان یک ساعت باشه حداقل ۵ دقیقه به چیز‌های خیلی بی‌ربط به امتحان فکر می‌کنم. یکی از این فکرها که از اول دبستان تا حالا باهام بوده، نگه داشتنِ زمان هست!

اون دورانی که تازه مدرسه می‌رفتم و قبل‌ترش یه کارتون توی تلویزیون بود که خیلی دوستش داشتم. “ساعت برنارد” کارتونی بود که هروفت می‌دیدمش پای تلویزیون میخ‌کوب می‌شدم. برنارد یک ساعت عجیب داشت که هرموقع به‌مشکل برمی‌خورد زمان رو نگه می‌داشت، این‌جوری هر فعالیتی که توی دنیا در حال انجام بود متوقف می‌شد، برنارد کارش رو انجام می‌داد و دوباره دکمه‌ای که روی ساعت کوچولوش بود رو می‌زد تا همه‌چیز به‌حالت عادی برگرده. نمی‌دونم چرا هیچ‌وقت اون قسمتش که می‌خواست چند تا جعبه رو از اتاقش که طبقه‌ی بالا بود ببره توی پارکینگ خونه و با استفاده از ساعتش این کار رو خیلی راحت انجام داد رو یادم نمی‌ره!

به‌هرحال، این‌که ساعت برنارد و توقف زمان و جلسه‌ی امتحان چه‌ربطی به زندگی من دارن مربوط می‌شه به یه‌جور آرزو که از بچگی داشتم!

وقتی می‌نشستم سر جلسه‌ی امتحان و شروع می‌کردم به جواب دادن به سوال‌ها، وقت‌هایی که چند تا از سوال‌ها رو بلد نبودم یا توی درستی جوابم شک داشتم سریع می‌رفتم توی فکر اینکه کاش یک ساعت برنارد داشتم تا بتونم باهاش زمان رو نگه دارم! اونجوری می‌تونستم خیلی راحت برم سراغ برگه‌های بقیه‌ی بچه‌های کلاس، جواب‌هاشونو نگاه کنم و وقتی جواب درست را روی برگه‌ی خودم نوشتم، باز دکمه‌ی ساعتم رو بزنم! حتی همه‌ی جزئیاتش رو هم واسه خودم بررسی می‌کردم، انگار همون لحظه ساعت دستم بود و فقط لازم بود یه نقشه‌ی درست‌و‌حسابی بکشم تا همه‌چیز خوب پیش بره! بچه‌ها رو توی حالتی که همه مثل مجسمه شدن، یا معلم رو وقتی داره قدم می‌زنه و در همون حالت خشک شده تجسم می‌کرد و کلی ذوق می‌کردم واسه خودم!! حتی کسایی که می‌خواستم از رو دستشون تقلب کنم رو هم واسه خودم نشون می‌کردم! 🙂

هنوز هم بعضی وقت‌ها که سوال‌ها رو بلد نیستم یاد اون آرزوی قشنگم میفتم! شاید دیگه نتونم مثل اون‌موقع همه‌ی شرایط و حالات رو تجسم کنم واسه خودم. ولی یک تفاوت عمده داره وقتی الان به‌فکر ساعت برنارد میفتم! اونم اینه‌که وقتی یکم بهش فکر می‌کنم به‌خودم می‌گم: “اگه دیشب درست خونده بودی الان مثل بز اینجا ننشسته بودی تا از این فکرهای چرند به‌سرت بزنه!!”

اگه یک کلمه جاش عوض می‌شد، امروز.

+ نه، دیگه نمی‌تونم.

– آهان، باشه.

اگه اینجوری بشه، اگه جای “آره”‌با یک “نه” عوض بشه، بعضی وقت‌ها، خیلی فرصت‌ها رو به‌باد می‌ده و خیلی آرزوها رو به ناامیدی تبدیل می‌کنه. اگه یک جواب مثبت به جواب منفی تبدیل بشه شاید خیلی چیزها عوض بشه، ممکنه زندگی تباه بشه، معلوم نیست تا کی اثرش روی آدم بمونه، من یکی که به‌راحتی چیزی رو فراموش نمی‌کنم، خدا می‌دونه جواب منفی دادن به یک درخواست چقدر می‌تونه یکی رو بشکنه… اگه امروز من “نه” می‌شنیدم الان این مطلب رو نمی‌نوشتم، شاید اصلا به‌فکر نوشتنش نمی‌افتادم. حال خیلی بد می‌شد، پس خوشحالم که اون‌طور نشد.

سایتی که در تصمیم گیری به شما کمک می کند

hunch00

Hunch یک سیستم جالب هست که به شما کمک میکنه در “تصمیم گیری”… فکر نمی کنم تا حالا نمونه ی این سایت (حداقل با این قدرت) بوده باشه!

همه ی ما در تصمیم گیری دچار مشکل شدیم و میشیم و خواهیم شد! برای این که تصمیم گیری بهتری کنیم هم از کسی که اطلاعاتی در اون زمینه داره سوال می پرسیم یا مطلبی در مورد انتخابمون می خونیم و بعد از بین چند گزینه که پیش رو داریم، یکی رو انتخاب می کنیم. Hunch هم ما رو کمک میکنه تا درست تر تصمیم گیری کنیم. تازه خیلی هم از آدمها بهتره چون نظراتش از روی تعصب نیست!! 😀

وقتی برای اولین بار وارد Hunch میشید از شما یک سری سوالات پرسیده میشه، البته پیشنهاد می کنم قبل از جواب دادن به سوالات در Hunch ثبت نام کنید. چون اینجوری نیاز نیست هربار خواستید وارد سایت بشید به این سوالهای اولیه پاسخ بدید. این رو هم بگم که این سوالها برای این پرسیده میشه تا سلیقه ی شما و خواسته های شما رو بشناسه و بتونه بهتر کمکتون کنه. البته می تونید هم به این سوالات جواب ندید… ولی هرچه بیشتر جواب بدید سایت بیشتر با شما آشنایی پیدا می کنه! در ضمن این رو هم بگم هر سوالی را نخواستید جواب بدید یا نفهمیدید، می تونید روی “Skip this question” کلیک کنید.

بعد از جواب دادن به سوالات میریم سراغ تصمیم گیریها! میتونید در مورد هر چیزی که می خوایید تصمیم گیری کنید کمک بگیرید. اگر به سوالات اولیه پاسخ درست داده باشید با رفتن به قسمت سوالاتی که مربوط به شما میشه (اسم اون قسمت هست: For you) شاید موضوعاتی ببینید که انتظارش را داشتید! برای تست روی یکیشون کلیک کنید. یا مثلا می تونید در انتخاب یک iPhone یا Palm-Pre کمک بگیرید، یا مثلا انتخاب لپ تاپ… میتونید از سیستم جست و جوی سایت کمک بگیرید که خیلی مفیده. وقتی به سوالها جواب دادید، که معمولا حدود ۱۰ تا هستند. نتایج به شما نشون داده میشه به همراه اولویتها! مثلا اولویت اول لپ تاپ برای من MacBook بود، اولویت دوم Dell، سومی MacBook Pro و چهارمی رو یادم نیست! 😀

اگه با سایت بیشتر کار کنید امکانات دیگه ای هم خواهید دید… خودتون هم می تونید به سایت کمک کنید و در یک موضوع به تصمیم گیری دیگران کمک کنید!

من که خیلی با جوابهاش حال کردم و کلا بوکمارکش کردم… و حتما توی تصمیم گیریهام ازش کمک میگیرم. باهاش کار کنید حتما! تنها چیزی که نیاز دارید تسلط به زبان انگلیسی هست چون حتی یک جواب نادرست میتونه اولویتها را برای شما تغییر بده!

پ.ن: احساس می کنم یک نکته را در مورد این سایت نگفتم، حالا یادم اومد ویرایش میکنم! 😀