نا+اُ+میـ+دَم

همه‌ی مشکلات از وقتی شروع میشه که به خودم امید می‌دم. تصمیم می‌گیرم تمام تمرکزم را بگذارم روی درس و به خودم می‌قبولونم که اگه این کار را بکنم درس را خوبِ خوب می‌فهمم.

وارد کلاس می‌شم و دفتر و قلمم را آماده می‌کنم تا دبیر بیاد سر کلاس و درسش را شروع کنه. در اولین اقدامش یک تستِ کنکور از درس جلسه‌ی گذشته می‌ده و من با تمام تلاشم سعی می‌کنم حلش کنم، ولی نمی‌تونم. باز به‌خودم می‌قبولونم که این درسِ هفته‌ی پیش هست و من به خودم قول دادم از درسِ امروز بترکونم! و به‌این نحو از خودم دفاع می‌کنم در برابر ضرباتِ روحی‌ای که معلم می‌خواد بهم وارد کنه!

درس جدید شروع می‌شه، احساس می‌کنم درس را خوب فهمیدم و به خودم مغرور می‌شم کمی حتی (!)، توی دلم هم به‌خودم می‌گم “دیدی درس رو می‌فهمی، کافیه توجهت را بیش‌تر کنی!” / معلم یک مثال حل می‌کنه، احتمالا می‌تونم حلش کنم چون آسونه ولی خوب بازم کسایی هستن که خیلی زودتر از من حلش کنن و جواب بدن. به خودم می‌گم مهم اینه‌که بتونم جواب بدم، باز هم ضربات معلم را دفع می‌کنم.

نوبت می‌رسه به سوال‌های سخت، باز کم میارم، بدجوری کم میارم. چند نفری هستن که می‌تونن به سوال جواب بدن. ولی من نمی‌تونم، خیلی‌های دیگه هم نتونستن، ولی مهم اینه‌که من نمی‌تونم. معلم من را ضربه‌فنی می‌کنه با این کارش و موجی از ناامیدی به‌سمت من حمله‌ور می‌شه. دیگه کلِ اون روز از درس چیزی متوجه نمی‌شم و همش به خودم و مغز صفر کیلومترم فحش می‌دم. تا شب همین حس و حال رو دارم. به امتحانات نهایی سال سوم دبیرستان فکر می‌کنم، و در مرحله‌ی بعد هم حسِ جدیدی که امسال تازه سراغم اومده داغونم می‌کنه، اونم اینه‌که من کنکور می‌خوام چی‌کار کنم آخه؟؟؟!!

خلاصه که اگه خودم را دست کم می‌گیرم، اگه واقعا چیزی حالیم نیست، اگه داغون‌تر از منم خیلی هست، اگه ملاک این چیزهایی که گفتم نیست، اگر اشتباه می‌کنم و درسم خوبه و اگر… به هر حال من ناامید می‌شم به درسم و این آزارم می‌ده.

دخترها و پسرها چه جوری درس می خونند؟

الان فصل امتحانات هست، احتمالا دبیرستانیها تا حالا حداقل ۲ ۳ تا امتحانهاشون رو هم دادن. این مطلب جالب را الان دیدم و واقعا خیلی مناسب این ایام هست! 😀 توی عنوان کاملا مشخص شده که ماجرا چیه… با خوندن قسمتی که مربوط به خودم و پسرها بود واقعا خندم گرفت… خیلی به واقعیت نزدیک بود !!

در ضمن مسئولیت این نوشته با من نیست و اگر کسی اینجوری نیست اصلا به من ربطی نداره، مشکل کسی هست که این رو توی اینترنت پخش کرده در ضمن اگر دختر هستید فقط با خوندن قسمت مربوط به دخترها نظر ندید… در این نوشته پسرها هم مورد حمله قرار گرفتند! اینو گفتم چون اول دخترها رو توضیح داده – در ضمن بنظر میرسه نویسنده ی متن پسر هست – با خوندنش معلوم میشه:

دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا می دونه ولی واسه اینکه

تابستون راحت باشن و به بهانه کلاس سنتور،نقاشی،و با دوست پسر عزیزش برن عشق

صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت

دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند.عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضی

هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون

یه جای دیگست …

بقیه در ادامه مطلب…

بیشتر بخوانیددخترها و پسرها چه جوری درس می خونند؟