تهران: شهر نفرین شده…

همونطور که قبلا گفتم، شنبه برای رفتن پیش دکتر از خونه یعنی اصفهان با ماشین راه افتادیم و خواستیم بریم نزد دکی جان که… مصــــیبت اندر مصیبت… انقلاب شد 😀 ملت شورش کردن… یه تریپ Resident Evil شده بود شهر خلاصه. علت اینکه عنوان را اینجوری نوشتم این نیست که واقعا نفرین شده ست و اینا (نگران نباشید تهران رو نفرین نکردم.. هاها). ولی دقیقا مثل این فیلم ترسناکها شده بود که میرن یه شهری بعد گم میشن و اینا! 😀 شرح این ماجرای پلیسی را اینجا می خوام بنویسم.

طبق گفته ی تویتر ما ساعت ۱۱:۱۸ دقیقه از شهر اصفهان خارج شدیم و در جاده ی اصفهان-تهران قرار گرفتیم! همه چیز خیلی خوب بود… حتی انقدر شاد و خوشحال بودم! که این عکس رو هم گرفتم!! البته اولش یه عکس گرفتم دیدم حجمش شده ۱ مگ! واسه همین کیفیت را تا می تونستم آوردم پایین تا این شد! باز تویتر میگه ۴:۴۳ رسیدیم تهران… در راه هم حدود یک ساعت یا یک ساعت و نیم استراحت کردیم که در یک مسجد (تقلب الله! 😀 ) و مجموعه ی مهتاب بودیم.

همه ی مشکلات از اینجا شروع شد که رسیدیم تهران! که در ادامه ی نوشته خواهم گفت…

بیشتر بخوانیدتهران: شهر نفرین شده…

کمتر از یک هفته ی دیگر تا شروع سال نو

خوب مدرسه رو هم که امروز تعطیل کردیم ! دیگه از نظر اون مشکلی نیست … فعلا یک هفته حدودا وقت دارم استراحت کنم تا عید بشه !

باز خوبه هرسال عید به امید یه مسافرت مهیج، یه اتفاق باحال و خلاصه هرچیزی که باعث بشه واسه رسیدنش لحظه شماری کنم هست تا به واسطه ی اون امید به زندگی در یک نوجوان ایرانی ۱۰% افزایش پیدا کنه ! 

نمی دونم چرا توی این دو روز انقدر دوست دارم مطلب بگذارم … هرچی پلاگین هم پیدا کردم که بیخودی بود به جز یه آمارگیر که کلا چیز جالبی بود 🙂

فعلا دلم نمیاد عید رو تبریک بگم 😀 ولی پیشاپیش امیدوارم توی این یک هفته مونده به عید از زندگی لذت ببرید. مخصوصا مدرسه ای ها که از حالا ناراحت هستیم که ۳ هفته دیگه باید بریم مدرسه !! البته من سعی می کنم زیاد به این موضوع فکر نکنم ولی خوب من هم نخوام بهش فکر کنم اون به من فکر می کنه