آزادی یک نوجوان بعد از ۹ ماه حبس

همینجا به اطلاع همه ی ملت شریف میرسونم امروز آخرین روزی بود که برای هر مقصود شومی به مدرسه رفتم، ایشاالله تا ۳ ماه دیگه باز بدبختیهام شروع میشه. ولی همینجا یک نفس عمیق می کشـــــم.

هرچند که تابستانی خیلی خوبی هم احتمالا نخواهد بود، یه سری فعل و انفعالاتی باید صورت بگیره 😀 که باعث میشه نهایت ضد حال باشه واسه ی تابستون امسالم…

سال خیلی بدی بود، نه بد نبود بیچاره خوب بود! یعنی خوش شانسی زیاد آوردم ولی… بیخیال گناه داره خیلی هم عالی و توپ بود (غلط کرد!). ولی هرچی بود دوم دبیرستانی بود که رفت و دیگه بر نمیگرده.

تعطیلات تابستان را به همه ی ملت شریف تبریک عرض می کنیم و امیدواریم فقط به خوابیدن و غذا خوردن فکر کنن و با رفتن به کلاسهای اضافه و مفید یه کم هم چیز مفید یاد بگیرن، ۹ ماه مدرسه که هیچ چیز مفیدی واسه عرضه کردن نداره! 😀 بلکه یه کم آدم توی تابستون بره سراغ چیزی که دوست داره.

پ.ن: به کلام آخرم زیاد توجه نشه لطفا…

پ.ن۲: دارم ۳ ماه دیگه رو حس می کنم! وقتی اشک شوق از چشمام داره میاد. فعلا تابستونو عشقه.

دخترها و پسرها چه جوری درس می خونند؟

الان فصل امتحانات هست، احتمالا دبیرستانیها تا حالا حداقل ۲ ۳ تا امتحانهاشون رو هم دادن. این مطلب جالب را الان دیدم و واقعا خیلی مناسب این ایام هست! 😀 توی عنوان کاملا مشخص شده که ماجرا چیه… با خوندن قسمتی که مربوط به خودم و پسرها بود واقعا خندم گرفت… خیلی به واقعیت نزدیک بود !!

در ضمن مسئولیت این نوشته با من نیست و اگر کسی اینجوری نیست اصلا به من ربطی نداره، مشکل کسی هست که این رو توی اینترنت پخش کرده در ضمن اگر دختر هستید فقط با خوندن قسمت مربوط به دخترها نظر ندید… در این نوشته پسرها هم مورد حمله قرار گرفتند! اینو گفتم چون اول دخترها رو توضیح داده – در ضمن بنظر میرسه نویسنده ی متن پسر هست – با خوندنش معلوم میشه:

دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا می دونه ولی واسه اینکه

تابستون راحت باشن و به بهانه کلاس سنتور،نقاشی،و با دوست پسر عزیزش برن عشق

صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت

دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند.عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضی

هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون

یه جای دیگست …

بقیه در ادامه مطلب…

بیشتر بخوانیددخترها و پسرها چه جوری درس می خونند؟

دیگه اصلا فکر نمی کنم!

سیل و طوفان عجیبی از مشکلات و مسائل دشوار به سمتم دارن هجوم میارن… باید بیشتر دقت کنم مثل اینکه!

اولین مشکل که دیروز من را بیچاره کرد، یعنی مقدمات بیچارگی من را فراهم کرد تموم شدن حجم دانلود ADSL جان بود! در نگاه اول چیز معمولی بنظر میاد چون خوب دوباره شارژ می کنم اکانت را، ولی وقتی بیشتر فکر می کنم… یک سرویس ۳ ماهه خریدم با سرعت ۵۱۲ kbps که حجم دانلودش ۱۵ گیگ بود، به خودم گفتم چون امتحانهای ترم هست مصرفم حتما نصف میشه پس این رو خریدم که سرعتش بالاتر بود ولی محدودیت دانلودش بیشتر… ولی الان که فکر میکنم مثل اینکه هنوز یک ماه نشده و ۱۵ گیگ تموم شده… هزینه اش هم شده بود ۷۵ تومان حدودا… حالا کسی جای من باشه به پدر جان میگه “بابایی برو شارژ کن اینترنتمو!” ؟!! من این حرف رو زدم… بابایی هم تبسمی کرد ( به این حالت: 😀 ) و گفت پسرکم صبر کن امتحانات ترم تموم شه بعد میخرم واست! من هم که دیگه حال و حوصله ی جر و بحث نداشتم گفتم چشم بابایی … رفتم توی اتاق و به حرفهای پدر فکر کردم و حرفهامون یادم میومد: ” بعد امتحانات ، امتحان ، امتحانات ، تو تجدیدی ، موهاهاها ” و تازه یادم افتاد از امروز رسما مطالعه آزاد برای امتحانات پایان سال شروع شده . خواستم به خودم روحیه بدم… گفتم ای بابا علی جون چیزی نیست که! همش یک ماهه… نه کمتر… اصلا ببین از الان که ۲۴ اردیبهشته تا ۲۰ خر… وااای خرداد!! نه… بدبختی جدید!! من ۲۳ خرداد باید برم زیر تیغ جراحی اصلا گور پدر امتحانات!! باید بیست و سوم بریم تهران پیش دکترم تازه اون بگه چه کار می خواد باهام بکنه ( ! ) بعد برم بیمارستان عمل کنه و کلی توی بیمارستان باشم… بعدشم که بر می گردم خونه دیگه کل تابستون رو باید یه گوشه بشینم… اه اه اه باز خواستم به خودم روحیه بدم… ولی ترسیدم، ترسیدم یه چیزی بگم و مشکل جدید یادم بیاد … و به همین دلیل الان ۵ ساعته فکر نکردم!

نداشتن اینترنت که از همه بد تره… توی این یک روزی که از Dial-up استفاده کردم تازه فهمیدم چقدر ایران پیشرفت کرده!! سرعت دایل آپ از اون چیزی که ۲ سال پیش آخرین بار استفاده کرده بودم افتضاح تر شده 😀 من این زندگی ننگین رو نمیخوام… من امتحان نمیخوام، من اینترنتمو می خوام، من موبایل جدید می خوام، من دکتر نمیخوام، من مک بوک می خوام، من مسافرت میخوام، ای بابا ولم کنید!!

پ.ن: توی این مدت کمتر سایت رو آپ میکنم… نه وقت هست نه اینترنت 🙁

من می ترکونم!!!…!!

چرا که نه 😀 ترکوندن تو ذات منه! اصلا بهتره از این به بعد بهم بگید علی بترکون… چون کاری وجود نداره که بخوام انجام بدم و نتونم تمومش کنم!! ( به قول برادر عرفان: هدفم حدی نداره مرزی نداره میرم فراتر…! )

بله فردا اولین امتحان ترم سال دوم دبیرستان منه، البته هنوز امتحانات رسما شروع نشده … چون امسال انتخابات مزاحم مدرسه ها شده 😀 باید امتحانها رو پرس کنیم تا زود تر تموم شه! واسه همین دو تا از امتحانات ما خارج از برنامه هست ( آمادگی دفاعی و آمار ) و امتحانات رسما از ۲۸ اردیبهشت شروع میشه ( و از ۲۴ تعطیل میشیم ) تا ۲۰ خرداد!

امسال از بابا قول گرفتم که اگه اونجوری شد،‌ اینجوری بشه! در نتیجه مثل همیشه انگیزه دارم برای درس خوندن ( نه، انگیزه ندارم دروغ گفتم ) … خوب هیچکس بدش نمیاد معدلش بیست بشه، ولی خوب حتما نباید همون اتفاقی بیفته که آدم دلش می خواد که، باید مورد عنایت دبیر گرامی قرار بگیری و… نه دبیر چیه دیگه، تصحیح می کنم باید مورد عنایت خودت قرار بگیری ( ! ) و خلاصه عنایت ببری دیگه! ( از بچگی توی شعر گفتن استعداد داشتم  😀 )

فعلا مهم اینه من امسال تصمیم گرفتم اونجوری کنم که اینجوری بشه در نتیجه باید چی کار کنم؟ توی کل مدت امتحانات نیام توی اینترنت ( نه! ) ، بازی بی بازی ( نه! )، کلا دوستان را یک ماهی بگذارم کنار ( نه! ) و کارهای دیگه که من روی همش جدی هستم و مطمئنم از پس همش بر میام!!

خوب ۱۰۰٪ مصرف اینترنتم رو کمتر می کنم … ناخواسته آدم برای درس خوندن باید بیخیال یه سری کارها بشه دیگه… ریاضی رو که فولم ( آره جون خودت )،‌ فیزیک هم که خنده داره! یعنی مسخرست ( … )، و عربی هم که از فارسی “شیرین” تره! ( ** *** !!! ) … پس همونطور که از نوشتم پیداست امسال خیلی مصمم هستم که بترکونم! یک ماه دیگه خبرشو توی BBC و CNN دنبال کنید … پسری که ترکید!

پایان مطلب اینکه: باید معدل خوبی بگیرم تا اونجوری بشه! اون وقته که کل تابستون خانواده به گل پسرشون افتخار میکنن!