یه موقعی که بود

یک روزی بود که روز تولد مثل حالا نبود. اون روز وقتی کسی تولدت رو تبریک می‌گفت، از ته قلبش حرفشو می‌زد. شاید از چند ماه قبلش منتظر مونده بود تا این روز خاص برسه و تولدت رو تبریک بگه. تو هم منتظر می‌موندی و می‌شمردی که چه کسایی روز تولدت رو “یادشون مونده” و برای چند نفر اونقدر مهم بودی که روز تولد تو را فراموش نکنن. ولی الان دیگه همه‌چیز عوض شده.
آخه اون موقع فیس‌بوک نبود که یاد بقیه بندازه امروز تولد توئه، کلی سایت نبود که وقتی روز تولدت می‌رسید واسه خودت و دوستات ایمیل بفرستن تا شاید خودتم اون روز رو فراموش نکنی! تقویم موبایلی یا گوگل کلندر هم نبود که تولدت رو یاد بقیه بندازه. هیچ برنامه‌ای هم واسه یادآوری روز تولد دوست‌ها ساخته نشده بود… هیچیِ هیچی نبود! اون موقعی که من می‌گم فقط و فقط دوست داشتن بود که باعث می‌شد دونستن روز تولدت نیاز به هیچ وسیله‌ای نداشته باشه. اون موقع یه “تولدت مبارک” ساده خیلی بیشتر به دلت می‌چسبید تا یه گیفت توی فیس‌بوک یا یه کارت پستال دیجیتالی توی صندوق ایمیلت.
و همون موقع بود که وقتی کسی بهم می‌گفت “تولدت مبارک” تازه یادم می‌افتاد یک‌سال بزرگ‌تر شدم…
پ.ن: تولدم مبارک 😀

دو تولد: ۱۷ سالگی و ۱ سالگی!

خوب همون‌طور که از عنوان این مطلب پیداست، این نوشته یک مطلب کاملا دومنظوره به‌حساب میاد 😀

امروز بیست‌وسوم اسفند اولا تولد هفده‌سالگی خودمه؛ دوما تولد یک‌سالگی پارسی‌کده!

خودم ۱۷ ساله می‌شم و خیلی خوبه و از این حرف‌ها!! کلا خیلی از روز و ماه تولدم خوشم میاد. یه‌جورایی چون آخرین روز‌های ساله انگار همه آماده می‌شن واسه تبریک گفتن تولد من (واسه نوروز یعنی!!) و هم این‌که مدرسه تعطیل می‌شه که خودش یه‌جور کادوی تولد از طرف مدرسه هم به‌حساب میاد 🙂 خلاصه اینکه انگار همه‌ دارن آماده می‌شن واسه‌ی یک شروع دوباره و من هم سال‌شمار زندگیم دوباره صفر می‌شه؛ مثل سال جدید که با اومدنش انگار همه‌چیز رو “صفر” می‌کنه و همه‌ی این اتفاق‌هایی که در اصل به‌واسطه‌ی شروع سال نو می‌افتن من رو متقاعد می‌کنن که کل جهان برام یه‌جشن تولد حسابی گرفته! (اعتماد به‌نفس کاذب!!!)

مطلب دومی که می‌خوام بگم تولد یک‌سالگی پارسی‌کده (البته‌ پارسی‌کده‌ی روی وردپرس) هست. توی این یک‌سال یکی از بهترین تجربه‌های اینترنتیم در زمینه‌ی وبلاگ‌نویسی را داشتم و مطمئنم حالا حالاها انرژی دارم برای پر کردن فضای وب از مطالب نه‌چندان مفید خودم! البته متاسفانه و متاسفانه و متاسفانه! الان بیشتر از دو ماه هست که وبلاگ فیلتره و همچنان (!!) دارم تلاش می‌کنم رفع فیلترش کنم و امید دارم که خیلی زود پارسی‌کده رفع‌فیلتر می‌شه تا دوباره به رشد خوبی که داشت ادامه بده. ولی به‌هرحال انقدر به‌این کار علاقه دارم که با‌وجود مشکلات اخیر سایت، هنوز از کارم دل‌سرد نشدم. (دقت داشته باشید “هنوز” دل‌سرد نشدم! :))

دوست دارم با رعایت یه‌جور سنت که حتما باید در مورد عید صحبت بشه، این کار رو هم انجام بدم ولی فکر کنم سال جدید نیاز به یک مطلب جدید داره پس می‌گذارم وقتی به‌عید نزدیک‌تر‌تر (!) شدیم نطقی در موردش انجام می‌دم!!