آنچه در بیمارستان بر من گذشت – قسمت اول

الان حالم خیلی بهتره‌.انرژی خیلی بیشتری دارم. می‌تونم بعضی از کارهای روزمره‌ام را دوباره از سر بگیرم. آرامش بیشتری دارم. اگه شب‌ها انقدر درد نداشتم هم وضعم خیلی بهتر بود…

قبلا در مورد اینکه چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته قرار بود تحت عمل جراحی قرار بگیرم چیزهایی گفتم! از روز سه‌شنبه که رفتیم سمت بیمارستان (در تهران) دیگه دسترسی به اینترنت نداشتم تا دو شب پیش، که ترجیح می‌دم جداگانه در موردش صحبت کنم؛ همینجا البته! در این مطلب قصد دارم نسبتا کامل در مورد بلایایی که بر سرم اومد بنویسم! تا یک روز بخونم و خدا را شکر کنم که گذشت…

قبل از هر چیزی بگم که الان در وضع بدی دارم تایپ می‌کنم و با اینکه حالم بهتر از روزهای قبله، ولی هنوز هم آرامش کافی ندارم! احتمالا عکسی از وضعیت خودم و کیبورد در این نوشته خواهم گذاشت. در کل این را گفتم که به این نتیجه برسیم که ممکنه در این نوشته غلط‌های املایی‌ وجود داشته باشه و از اونجایی که ممکنه حوصله نکنم نوشته را بخونم، شاید رفع هم نشه بعضی‌هاش، این هم از این!

بیشتر بخوانیدآنچه در بیمارستان بر من گذشت – قسمت اول