فرصت‌های بیشتر برای مطالعه کردن با Pocket

ابزارهای مطالعه‌ی ما در حال تغییر هستند. موبایل‌ها و تبلت‌ها باعث شده‌اند تا حجم قابل توجهی از میزان مطالعه مردم با این دستگاه‌ها انجام شود و کتاب‌خوان‌ها هم اکثراً به‌سمت تبلت‌ها و کتاب‌خوان‌ها بروند. اگر بحث کتاب‌خوانی با موبایل و تبلت که هنوز در کشور ما جا نیفتاده را کنار بگذاریم به مطالعه‌ی مقاله‌ها و مطالب اینترنتی می‌رسیم که نسبتاً در بین کاربران اینترنت مورد استقبال است. منظورم نوشته‌ی یک وبلاگ شخصی یا بررسی یک سایت تکنولوژی در مورد آخرین موبایل‌های بازار است! همه‌ی ما کم و بیش این مطالب را مطالعه می‌کنیم. در این مطلب قصد دارم نرم‌افزاری را معرفی کنم که در این راه به همه‌ی ما کمک زیادی می‌کند.

خیلی اوقات با مطالب خوبی مواجه می‌شویم که فرصت مطالعه‌شان را نداریم، در این حالت نرم‌افزارهایی وجود دارند که مطالب را در آن ذخیره می‌کنید و بعداً امکان مطالعه‌ی آن‌ها را دارید. ولی یکی از بهترین‌های این برنامه‌ها، Pocket نام دارد (که البته نام قبلی آن Read it Later بود و با تغییر نام، به‌کلی برنامه متحول شده است). اولین مزیت Pocket نسبت به باقی اپلیکیشن‌ها دارا بودن اپلیکیشن برای همه‌ی سیستم‌عامل‌های محبوب است. این نرم‌افزار برای iOS، اندروید، مکینتاش و کیندل فایر (تا این لحظه) نرم‌افزار اختصاصی داشته و برای باقی سیستم‌عامل‌ها مثل Windows Mobile یا Symbian با استفاده از وبسایت Pocket می‌توانید از قابلیت‌های آن استفاده کنید. راه‌ها متنوعی برای ذخیره کردن مطالب در Pocket وجود دارد. می‌توانید Extension یا Add-on آن را در مرورگر خود اضافه کنید و هرجا مطلبی چشمتان را گرفت با فشردن دکمه‌ی Pocket آن را ذخیره کنید. راه دیگری مثل ایمیل کردن هم وجود دارد! یک آدرس ایمیل به شما اختصاص داده می‌شود که می‌توانید لینک مطلب مورد نظر خود را به آن آدرس، ایمیل کنید تا به لیستتان اضافه شود.

حالا فرض کنید مطلبی را در حین کار با کامپیوتر دیده‌اید که کمی طولانی بوده و یا وقت خواندنش را نداشته‌اید،‌ آن را در Pocket ذخیره می‌کنید و بعداً که دارید با موبایل یا تبلت خود کار می‌کنید با اجرای اپلیکیشن Pocket می‌توانید آن مطلب را بخوانید. البته همه‌چیز به اینجا ختم نمی‌شود، Pocket تجربه‌ی خواندن را هم برای شما شیرین‌تر می‌کند. به این شکل که قابلیت تغییر فونت نوشته، رنگ پس‌زمینه و نور پس‌زمینه در اپلیکیشن آن فراهم شده است و البته، فقط مقاله‌ی اصلی موجود در آن لینک به شما نمایش داده می‌شود و مطالب اضافی موجود در آن صفحه که حواستان را پرت می‌کند به‌شما نمایش داده نمی‌شود (البته می‌توانید با زدن دکمه‌ای نمای کلی سایت را مشاهده کنید).

شخصاً از زمانی که با Pocket آشنا شده‌ام، بیشتر می‌خوانم. چون معمولاً تا مطلبی به چشمم می‌خورد دوست دارم آن را نگه دارم و بعداً سر صبر آن را بخوانم که به‌لطف Pocket انجام این کار برایم امکان پذیر شده است. اگر شما هم فکر می‌کنید این ابزار می‌تواند در بیشتر خواندن و بهتر خواندن به‌شما کمک کنید سری به سایت Pocket بزنید. کافیست ثبت نام کنید و بعداً اپلیکیشن‌ها یا Extensionهای آن را دریافت کرده و خواندن را شروع کنید!

انگشتــــر

گاهی اوقات چیزهایی وارد زندگی آدم می‌شه که بعدها دل کندن از اون‌ها خیلی سخت به‌نظر می‌رسه. یک دوره‌ای بود گیم‌نت تازه باب شده بود و نوجوان‌های هم سن و سال من که از بازی و گیم خوششون می‌اومد وقت زیادی رو در این گیم‌نت‌ها می‌گذروندند. من هم که از بچگی با بازی‌های کنسولی بزرگ شده بودم برای مدتی تنها سرگرمی‌ام تبدیل شده بود به رفتن به این گیم‌نت‌ها.

چهار، پنج سال پیش، وقتی با پدر و مادرم بیرون بودم با اصرار راضیشون کردم که یک ساعت به یکی از این گیم‌نت‌ها بروم و قرار شد بعد از یک ساعت هم دنبال من بیان. همین اتفاق هم افتاد ولی وقتی برگشته بودند برایم یک کادوی تولد خریده بودند و آن هم یک انگشتر بود. انگشتری نقره که در وسط آن یک یاقوت کبود گذاشته شده بود. در کنار آن هم کتابی برایم خریده بودند که در آن از خواص یاقوت‌های به‌کار رفته در بعضی انگشتر‌ها صحبت شده بود. اصلاً خوشحال نشدم، انگشتری بزرگ  که با در دست کردنش احساس می‌کردم خیلی مسخره به‌نظر می‌رسم. در اون شرایط سنی پذیرفتن این چنین چیزی برای من خیلی سنگین بود. تا چندین مدت از به‌دست کردن آن خودداری می‌کردم، حداقل در محیط مدرسه اون را به دست نمی‌کردم و فقط در جاهای خاصی که با خانواده بودم به سراغش می‌رفتم. ولی نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد که از یک زمانی به بعد تصمیم گرفتم اون انگشتر را همه‌جا در انگشتم داشته باشم. برخورد دوستان و آشنایان جالب بود،‌ یکی می‌گفت شبیه آخوند‌ها شده‌ای، یکی دیگر می‌گفت خیلی  اشرافی به‌نظر می‌رسه، بعضی از زیبایی آن می‌گفتند و بعضی دیگر از اینکه این‌جور چیزها برای پیرمردهاست صحبت می‌کردند.

کم‌کم انگشتری که یک روزی با اکراه به‌سراغش می‌رفتم تبدیل شد به چیزی که همه‌جا با من بود، موقع خواب یا دست شستن فرقی نداشت، همیشه آن را در انگشت وسط دست راست خودم داشتم (که البته تنها انگشتی بود که انگشتر اندازه‌اش بود!). بعضی وقت‌ها به‌این فکر می‌کردم که بعدها که بزرگ شدم آن انگشتر را به نوه‌ام می‌دهم و مثل یک چیز موروثی در خاندان باقی می‌ماند. نوه‌ام هم هربار از او در مورد انگشتر سوال می‌شود می‌گوید این متعلق به پدر‌بزرگ من بوده است و حالا آن را به من داده است.

انگشترم به جزئی از بدنم تبدیل شده بود. بعضی اوقات چندلحظه بدون دلیل نگاهش می‌کردم و یا وقتی سر کلاس نشسته بودم با انگشت اشاره‌ی دست چپم، یاقوت روی آن را نوازش می‌کردم! انگار که یک‌جور علاقه به آن انگشتر داشتم… ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم چیزی که روزی بدترین کادوی تولد زندگی‌ام بود روزی تبدیل به چیزی بشود که از وجودش لذت ببرم و البته، فکر این را هم نمی‌کردم که انقدر راحت روزی آن را از دست بدهم.

چند سالی گذشت و من وارد دانشگاه شدم. هر روز با انگشتر در دست به دانشگاه می‌رفتم و عملاً دیگر هیچ حس بدی نسبت به در دست داشتن انگشترم نداشتم. شاید بتوان گفت حس خوبی هم از وجود آن انگشتر در انگشت وسط دست راستم داشتم. انگشتر سنگین بود و روی انگشتم هم جا انداخته بود و وقتی آن را در دست نداشتم انگار که چیزی از بدنم جدا شده بود. یک روز، اواسط ترم اول، ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر بود و بعد از تمام شدن آخرین کلاسم وقتی که هوا داشت تاریک می‌شد در ایستگاه سرویس‌ها منتظر آمدن اتوبوس بودم تا پر شود و به‌خانه بازگردم، به دستم نگاه کردم و دیدم انگشترم نیست. ناخودآگاه به‌سمت دانشکده‌ی فنی که کلاس‌هایم آنجا بود دویدم و در همین حین یادم افتاد یک ساعت قبل برای شستن دستم به یکی از دستشویی‌های دانشکده رفته بوده‌ام و برای اینکه دستم خوب تمیز شود انگشترم را درآورده بودم، ولی انگار یادم رفته بود دوباره آن را از روی سکوی کنار دستشویی بردارم… دانشگاه خالی از آدم شده بود و فقط آخرین سری از کارکنان در حال خارج شدن از دانشگاه بودند، دوان‌دوان به‌سمت دستشویی دانشکده رفتم و همه‌جا را به دنبال انگشترم گشتم. ولی هیچ‌جا نبود. هرجای دیگر که فکر می‌کردم ممکن است انگشتر را آنجا گذاشته باشم را هم گشتم، پیدایش نکردم. کسی انگشتر را برداشته بود…

از دست دادن انگشتری که روزی از گرفتنش ناراحت شده بودم، برایم خیلی ناراحت‌کننده به‌نظر می‌رسید. از آن روز تا چند ماه به‌سراغ آبدارچی دانشگاه می‌رفتم و سراغ انگشترم را می‌گرفتم ولی دیگر پیدایش نکردم. هنوز هم بعد از گذشت یک سال گاهی اوقات به‌خاطر از دست دادن آن انگشتر، حسرت می‌خورم. هیچ‌وقت هم آن کتابی که خواص یاقوت کبود در آن نوشته شده بود را نخواندم، و هنوز هم نمی‌دانم چرا آنقدر آن انگشتر برایم عزیز شد.

سه محصول اپل که احتمالاً تابحال اسمشان را هم نشنیده‌اید

چند محصول اپل وجود دارند که تقریباً هرکسی کمی با تکنولوژی روز آشنایی داشته باشه اسمشون رو می‌دونه، مثل iPod، iPhone، iPad و مکینتاش.

اما محصولاتی که هیچ‌وقت اسمشون را هم نشنیدیم چطور؟ فکر کنم حتی کسایی که جزو طرفدارهای اپل هستند هم از وجود این محصولات و اینکه اپل زمانی دست به ساختشون زده بی‌خبر باشن.

با این سه‌محصول در ادامه‌ی نوشته بیشتر آشنا بشید.

لوگوی اپل ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۸
لوگوی اپل ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۸

بیشتر بخوانیدسه محصول اپل که احتمالاً تابحال اسمشان را هم نشنیده‌اید

برنامه‌نویسی iOS و تأثیر آن در تبدیل Objective-C به سومین زبان برنامه‌نویسی جهان

بر اساس تحقیقی که اخیراً انجام شده، یادگیری برنامه‌نویسی آیفون و آیپد (یا همان iOS) بیشتر از هر پلتفرم موبایل دیگه‌ای طرفدار داره (+)، همینطور طبق همین تحقیق برنامه‌نویسی به‌این زبان هزینه‌ و وقت بیشتری رو از برنامه‌نویس برای تولید اپلیکیشن در مقایسه با آندروید، بلک‌بری یا ویندوزفون می‌گیره.

با وجود معضل هزینه‌ی بالا و وقت‌گیر بودن، iOS باعث شده محبوبیت زبان Objective-C که زبانی هست که در برنامه‌نویسی مک و iOS استفاده می‌شه به‌طور قابل توجهی افزایش پیدا کنه و حالا تبدیل به سومین زبان پرطرفدار بین برنامه‌نویس‌ها شده.

باز هم اگر به همون تحقیق رجوع کنیم می‌بینیم با اینکه برنامه‌نویسی برای iOS هزینه‌های خیلی بیشتری نسبت به بقیه‌ی رقبا داره، در عوض سودآوری بیشتری رو هم برای برنامه‌نویس‌ها داشته، همین می‌تونه مارو قانع کنه که چرا خیلی از برنامه‌نویس‌ها سختی و هزینه‌های برنامه‌نویسی برای iOS رو می‌پذیرند و اون رو در اولویت قرار می‌دن.

طبق آمار TIOBE Programming Community برای جولای ۲۰۱۲، Objective-C زبان C++ رو کنار زده و در رده‌ی سوم زبان‌های محبوب قرار گرفته. در رده‌های اول و دوم به‌ترتیب زبان‌های C با ۱۸.۳۳۱٪ محبوبیت و Java با محبوبیتِ ۱۶.۰۸۷٪ قرار دارند.

هردوی زبان‌های C و Java به‌طور گسترده در طیف گسترده‌ای از پلتفرم‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند (برخلاف Objective-C که تنها در دیوایس‌های ساخت اپل کاربرد داره).

با این حال در آمار مربوط به ماه جولای، Objective-C با پشت‌سر گذاشتن C++ و با محبوبیتِ ۹.۳۳۵٪ در رتبه‌ی سوم این جدول قرار گرفته.

بقیه‌ی زبان‌هایی که تونستن جزو ۱۰ زبان اول در این لیست قرار بگیرن به‌شرح زیر هستند:

  • C 18.331%
  • Java 16.087%
  • Objective-C 9.335%
  • C++ 9.118%
  • C# 6.668%
  • Visual Basic 5.695%
  • PHP 5.012%
  • Python 4.000%
  • Perl 2.053%
  • Ruby 1.768%

[از Cult of Mac]

۱۰ سال با کنفرانس‌های WWDC اپل

چهار روز دیگه به کنفرانس WWDC ۲۰۱۲ اپل مونده. این کنفرانس هر سال هزاران خوره‌ی اپل رو در یکجا دور هم جمع می‌کنه تا از آخرین دستاورد‌های این کمپانی مطلع بشن. اتفاق‌های زیادی در این کنفرانس‌ها افتاده که تاثیرات کوچک و بزرگی هم در دنیای تکنولوژی گذاشته‌ان. در این نوشته WWDCها را از ۱۰ سال پیش تا حالا بررسی می‌کنیم و نگاهی به بنــرهای هرکدوم می‌اندازیم.

بیشتر بخوانید۱۰ سال با کنفرانس‌های WWDC اپل