چگونه از تخفیف‌ اپلیکیشن‌های اپ استور آگاه شویم؟

قبل از این مطلبی درباره‌‌ی دانلود اپلیکیشن‌های اپ‌استور به صورت قانونی و بدون نیاز به جیلبریک نوشته بودم. اگر همچنان علاقمند به استفاده از اپلیکیشن‌های آیفون و آیپد خود به صورت قانونی هستید و به هر دلیل دوست ندارید آی‌دیوایس خود را جیلبریک کنید، این مطلب را از دست ندهید.

اگر اهل جیلبریک کردن نباشید، پس لابد اپلیکیشن‌های خود را خریداری می‌کنید. احتمالاً این را هم می‌دانید که برخی اپلیکیشن‌ها در بعضی از مناسبت‌ها مثل کریسمس شامل تخفیف‌هایی می‌شوند و بعضی هم برای مدتی رایگان می‌شوند. ولی این رایگان شدن یا تخفیف خوردن شاید تنها یک روز باشد و اگر دیر بجنبید بعد از یک روز قیمت آن اپلیکیشن دوباره به حالت اولیه بازمی‌گردد.

appshopper_secondaryimage

در این نوشته می‌خواهم روشی به شما آموزش دهم تا از هرگونه تخفیفِ موجود در اپ‌استور قبل از اینکه دیر بشود آگاه شوید. برای این کار به شما اپلیکیشن AppShopper که از خود اپ‌استور قابل دانلود است را معرفی می‌کنم که کار این اپلیکیشن دقیقاً همان چیزی است که در بالا از آن صحبت کردم. با باز کردن اپلیکیشن لیستی از تمامی اپ‌هایی که به‌تازگی تخفیف خورده‌اند به شما نمایش داده می‌شود و می‌توانید از همانجا مستقیماً‌ به اپ‌استور رفته و اپِ مورد نظرتان را دانلود کنید. یکی از قابلیت‌های جالب دیگر AppShopper امکان ایجاد Wish List است، کافی است یک اپ را به Wish List خود اضافه کنید و حالا هرگاه آن اپ شامل تخفیف شد، AppShopper به شما اعلام می‌کند.

نرم‌افزار AppShopper می‌تواند بسیار برایتان کاربردی باشد به شرط آن‌که چند روز یکبار سری به آن بزنید و نگاهی به لیست بیندازید، شاید اپلیکیشنی که به‌نظرتان قیمت بالایی داشته حالا شامل تخفیف خوبی شده یا یک اپلیکیشن خیلی خوب برای مدتی محدود رایگان شده. همینطور حواستان باشد بیشتر برنامه‌سازها در مواقع عیدهای میلادی تخفیف‌های خیلی خوبی برای خرید اپلیکیشن‌هایشان به شما می‌دهند. برای دسترسی به AppShopper جدای از امکان دانلود اپلیکیشن iOS آن، می‌توانید از سایت آن دیدن کنید.

خطر یک رمز عبور نامناسب را جدی بگیریم

رمز عبور یا همان پسورد ترکیبی است از چند حرف که هرکس برای ورود به حساب‌های اینترنتی خود مشخص می‌کند. همه‌ی کسانی که کمی در اینترنت فعالیت دارند هم حداقل یک پسورد برای خودشان انتخاب کرده‌اند و در ثبت‌نام در سایت‌های گوناگون از آن پسورد استفاده می‌کنند. ولی شاید خیلی‌ها اهمیت پسورد را آنگونه که باید درک نمی‌کنند و همین باعث می‌شود که مشکلات زیادی برای خودشان و دیگران به وجود بیاورند. در خیلی از مواقع هکرها بدون نیاز به انجام کارهای خارق‌العاده و تنها به‌خاطر پسورد ساده‌ی شما می‌توانند اکانتتان را هک کنند. هرچه پسورد انتخابی شما هنگام ثبت‌نام پیچیده‌تر باشد، هک شدن آن هم سخت‌تر خواهد بود.

danger-of-a-bad-password

جدای از مشکلاتی که با انتخاب این پسورد ساده برای خودتان به وجود می‌آورید، می‌توانید به دوستان خود هم به‌نوعی آسیب برسانید. چگونه؟ شاید تابحال برای شما هم پیش آمده باشد که در اینباکس ایمیلتان تعدادی اسپم از طرف یکی از دوستانتان دریافت کرده‌اید و شاید هم ناخودآگاه آن ایمیل را باز کرده‌اید و مشکلاتی هم برای خودتان درست کرده‌اید، آن ایمیل اسپم که از طرف دوستتان آمده می‌تواند به‌خاطر لو رفتن پسورد دوستتان باشد که باعث می‌شود جناب هکر بتواند هرچه بهتر خرابکاری خود را در فضای مجازی گسترش دهد. پس می‌توان گفت که یک رمز عبور ساده (یا بد) می‌تواند خیلی مشکلات برایتان به وجود بیاورد که البته، وقتی دیگر گرفتار این مشکلات شدید دردسرهایی را هم برای برگشتن به حالت عادی باید به جان بخرید. پس لطفاً‌ از همین حالا دست به کار شوید و از رمزهای بهتر استفاده کنید، رمزهای ساده‌ی قبلی را هم در صورت امکان تغییر دهید.

پسورد مناسب شامل حروف بزرگ و کوچک، اعداد، کاراکترهای خاص و فاصله است و خیلی بهتر است که تعداد حروف پسورد طولانی باشد، ولی چگونه این پسورد خاص و طولانی را حفظ کنیم و اگر برای هر حساب یک رمز خاص در نظر گرفتیم، چه کنیم که رمز‌هایمان را فراموش نکنیم؟ برای جواب این سوال قسمت آخر همین نوشته را مطالعه کنید.

بگذارید در آخر روشی مناسب و رایگان برای حفاظت از پسوردهایتان به شما معرفی کنم. ابزارهایی که می‌خواهم معرفی کنم به شما کمک می‌کنند همه‌ی رمز‌هایتان را در یکجای امن ذخیره کنید تا رمزهای پیچیده‌ای که قرار است انتخاب کنید یادتان نرود! اگر کاربر ویندوز هستید از KeePass استفاده کنید،‌ کاربران مک و لینوکس هم می‌توانند از KeePassX استفاده کنند. هر دوی این‌ها رایگان و متن‌باز هستند و قابلیت‌های گوناگونی از جمله ایجاد نسخه پشتیبان از اطلاعاتتان و یا ایجاد یک رمز مناسبِ تصادفی را دارند.

تفاوت ما

نکته ای که خیلی وقتها فراموش میکنم این است که هرکس عادتها و رفتارهای خاص خودش را دارد. قرار نیست وقتی کسی کاری خلاف میل من انجام داد کاملاً رابطه ام را با او قطع کنم. قرار نیست کارهایی که من انجام میدهم از نظر بقیه درست باشد. اگر همه در مورد یک چیز نظری مشابه داشته باشند که فایده ندارد. اصلاً قرار است با هم فرق داشته باشیم تا یکدیگر را کشف کنیم و با عادات یکدیگر کنار بیاییم. چه فایده وقتی من و دوستم هر دو یک شکل فکر کنیم و یک شکل تصمیم بگیریم؟ پس خیلی زشت میشود وقتی کسی را بلافاصله پس از انجام کاری که باب میلم نیست سرزنش کنم… ناسلامتی او هم فکر کرده تا به نتیجه رسیده چه کاری خوب و چه کاری بد است.

فرصت‌های بیشتر برای مطالعه کردن با Pocket

ابزارهای مطالعه‌ی ما در حال تغییر هستند. موبایل‌ها و تبلت‌ها باعث شده‌اند تا حجم قابل توجهی از میزان مطالعه مردم با این دستگاه‌ها انجام شود و کتاب‌خوان‌ها هم اکثراً به‌سمت تبلت‌ها و کتاب‌خوان‌ها بروند. اگر بحث کتاب‌خوانی با موبایل و تبلت که هنوز در کشور ما جا نیفتاده را کنار بگذاریم به مطالعه‌ی مقاله‌ها و مطالب اینترنتی می‌رسیم که نسبتاً در بین کاربران اینترنت مورد استقبال است. منظورم نوشته‌ی یک وبلاگ شخصی یا بررسی یک سایت تکنولوژی در مورد آخرین موبایل‌های بازار است! همه‌ی ما کم و بیش این مطالب را مطالعه می‌کنیم. در این مطلب قصد دارم نرم‌افزاری را معرفی کنم که در این راه به همه‌ی ما کمک زیادی می‌کند.

خیلی اوقات با مطالب خوبی مواجه می‌شویم که فرصت مطالعه‌شان را نداریم، در این حالت نرم‌افزارهایی وجود دارند که مطالب را در آن ذخیره می‌کنید و بعداً امکان مطالعه‌ی آن‌ها را دارید. ولی یکی از بهترین‌های این برنامه‌ها، Pocket نام دارد (که البته نام قبلی آن Read it Later بود و با تغییر نام، به‌کلی برنامه متحول شده است). اولین مزیت Pocket نسبت به باقی اپلیکیشن‌ها دارا بودن اپلیکیشن برای همه‌ی سیستم‌عامل‌های محبوب است. این نرم‌افزار برای iOS، اندروید، مکینتاش و کیندل فایر (تا این لحظه) نرم‌افزار اختصاصی داشته و برای باقی سیستم‌عامل‌ها مثل Windows Mobile یا Symbian با استفاده از وبسایت Pocket می‌توانید از قابلیت‌های آن استفاده کنید. راه‌ها متنوعی برای ذخیره کردن مطالب در Pocket وجود دارد. می‌توانید Extension یا Add-on آن را در مرورگر خود اضافه کنید و هرجا مطلبی چشمتان را گرفت با فشردن دکمه‌ی Pocket آن را ذخیره کنید. راه دیگری مثل ایمیل کردن هم وجود دارد! یک آدرس ایمیل به شما اختصاص داده می‌شود که می‌توانید لینک مطلب مورد نظر خود را به آن آدرس، ایمیل کنید تا به لیستتان اضافه شود.

حالا فرض کنید مطلبی را در حین کار با کامپیوتر دیده‌اید که کمی طولانی بوده و یا وقت خواندنش را نداشته‌اید،‌ آن را در Pocket ذخیره می‌کنید و بعداً که دارید با موبایل یا تبلت خود کار می‌کنید با اجرای اپلیکیشن Pocket می‌توانید آن مطلب را بخوانید. البته همه‌چیز به اینجا ختم نمی‌شود، Pocket تجربه‌ی خواندن را هم برای شما شیرین‌تر می‌کند. به این شکل که قابلیت تغییر فونت نوشته، رنگ پس‌زمینه و نور پس‌زمینه در اپلیکیشن آن فراهم شده است و البته، فقط مقاله‌ی اصلی موجود در آن لینک به شما نمایش داده می‌شود و مطالب اضافی موجود در آن صفحه که حواستان را پرت می‌کند به‌شما نمایش داده نمی‌شود (البته می‌توانید با زدن دکمه‌ای نمای کلی سایت را مشاهده کنید).

شخصاً از زمانی که با Pocket آشنا شده‌ام، بیشتر می‌خوانم. چون معمولاً تا مطلبی به چشمم می‌خورد دوست دارم آن را نگه دارم و بعداً سر صبر آن را بخوانم که به‌لطف Pocket انجام این کار برایم امکان پذیر شده است. اگر شما هم فکر می‌کنید این ابزار می‌تواند در بیشتر خواندن و بهتر خواندن به‌شما کمک کنید سری به سایت Pocket بزنید. کافیست ثبت نام کنید و بعداً اپلیکیشن‌ها یا Extensionهای آن را دریافت کرده و خواندن را شروع کنید!

انگشتــــر

گاهی اوقات چیزهایی وارد زندگی آدم می‌شه که بعدها دل کندن از اون‌ها خیلی سخت به‌نظر می‌رسه. یک دوره‌ای بود گیم‌نت تازه باب شده بود و نوجوان‌های هم سن و سال من که از بازی و گیم خوششون می‌اومد وقت زیادی رو در این گیم‌نت‌ها می‌گذروندند. من هم که از بچگی با بازی‌های کنسولی بزرگ شده بودم برای مدتی تنها سرگرمی‌ام تبدیل شده بود به رفتن به این گیم‌نت‌ها.

چهار، پنج سال پیش، وقتی با پدر و مادرم بیرون بودم با اصرار راضیشون کردم که یک ساعت به یکی از این گیم‌نت‌ها بروم و قرار شد بعد از یک ساعت هم دنبال من بیان. همین اتفاق هم افتاد ولی وقتی برگشته بودند برایم یک کادوی تولد خریده بودند و آن هم یک انگشتر بود. انگشتری نقره که در وسط آن یک یاقوت کبود گذاشته شده بود. در کنار آن هم کتابی برایم خریده بودند که در آن از خواص یاقوت‌های به‌کار رفته در بعضی انگشتر‌ها صحبت شده بود. اصلاً خوشحال نشدم، انگشتری بزرگ  که با در دست کردنش احساس می‌کردم خیلی مسخره به‌نظر می‌رسم. در اون شرایط سنی پذیرفتن این چنین چیزی برای من خیلی سنگین بود. تا چندین مدت از به‌دست کردن آن خودداری می‌کردم، حداقل در محیط مدرسه اون را به دست نمی‌کردم و فقط در جاهای خاصی که با خانواده بودم به سراغش می‌رفتم. ولی نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد که از یک زمانی به بعد تصمیم گرفتم اون انگشتر را همه‌جا در انگشتم داشته باشم. برخورد دوستان و آشنایان جالب بود،‌ یکی می‌گفت شبیه آخوند‌ها شده‌ای، یکی دیگر می‌گفت خیلی  اشرافی به‌نظر می‌رسه، بعضی از زیبایی آن می‌گفتند و بعضی دیگر از اینکه این‌جور چیزها برای پیرمردهاست صحبت می‌کردند.

کم‌کم انگشتری که یک روزی با اکراه به‌سراغش می‌رفتم تبدیل شد به چیزی که همه‌جا با من بود، موقع خواب یا دست شستن فرقی نداشت، همیشه آن را در انگشت وسط دست راست خودم داشتم (که البته تنها انگشتی بود که انگشتر اندازه‌اش بود!). بعضی وقت‌ها به‌این فکر می‌کردم که بعدها که بزرگ شدم آن انگشتر را به نوه‌ام می‌دهم و مثل یک چیز موروثی در خاندان باقی می‌ماند. نوه‌ام هم هربار از او در مورد انگشتر سوال می‌شود می‌گوید این متعلق به پدر‌بزرگ من بوده است و حالا آن را به من داده است.

انگشترم به جزئی از بدنم تبدیل شده بود. بعضی اوقات چندلحظه بدون دلیل نگاهش می‌کردم و یا وقتی سر کلاس نشسته بودم با انگشت اشاره‌ی دست چپم، یاقوت روی آن را نوازش می‌کردم! انگار که یک‌جور علاقه به آن انگشتر داشتم… ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم چیزی که روزی بدترین کادوی تولد زندگی‌ام بود روزی تبدیل به چیزی بشود که از وجودش لذت ببرم و البته، فکر این را هم نمی‌کردم که انقدر راحت روزی آن را از دست بدهم.

چند سالی گذشت و من وارد دانشگاه شدم. هر روز با انگشتر در دست به دانشگاه می‌رفتم و عملاً دیگر هیچ حس بدی نسبت به در دست داشتن انگشترم نداشتم. شاید بتوان گفت حس خوبی هم از وجود آن انگشتر در انگشت وسط دست راستم داشتم. انگشتر سنگین بود و روی انگشتم هم جا انداخته بود و وقتی آن را در دست نداشتم انگار که چیزی از بدنم جدا شده بود. یک روز، اواسط ترم اول، ساعت ۵:۳۰ بعد از ظهر بود و بعد از تمام شدن آخرین کلاسم وقتی که هوا داشت تاریک می‌شد در ایستگاه سرویس‌ها منتظر آمدن اتوبوس بودم تا پر شود و به‌خانه بازگردم، به دستم نگاه کردم و دیدم انگشترم نیست. ناخودآگاه به‌سمت دانشکده‌ی فنی که کلاس‌هایم آنجا بود دویدم و در همین حین یادم افتاد یک ساعت قبل برای شستن دستم به یکی از دستشویی‌های دانشکده رفته بوده‌ام و برای اینکه دستم خوب تمیز شود انگشترم را درآورده بودم، ولی انگار یادم رفته بود دوباره آن را از روی سکوی کنار دستشویی بردارم… دانشگاه خالی از آدم شده بود و فقط آخرین سری از کارکنان در حال خارج شدن از دانشگاه بودند، دوان‌دوان به‌سمت دستشویی دانشکده رفتم و همه‌جا را به دنبال انگشترم گشتم. ولی هیچ‌جا نبود. هرجای دیگر که فکر می‌کردم ممکن است انگشتر را آنجا گذاشته باشم را هم گشتم، پیدایش نکردم. کسی انگشتر را برداشته بود…

از دست دادن انگشتری که روزی از گرفتنش ناراحت شده بودم، برایم خیلی ناراحت‌کننده به‌نظر می‌رسید. از آن روز تا چند ماه به‌سراغ آبدارچی دانشگاه می‌رفتم و سراغ انگشترم را می‌گرفتم ولی دیگر پیدایش نکردم. هنوز هم بعد از گذشت یک سال گاهی اوقات به‌خاطر از دست دادن آن انگشتر، حسرت می‌خورم. هیچ‌وقت هم آن کتابی که خواص یاقوت کبود در آن نوشته شده بود را نخواندم، و هنوز هم نمی‌دانم چرا آنقدر آن انگشتر برایم عزیز شد.

Posts navigation

1 2 3 4 5 6 69 70 71