نتیجه‌ی جست‌و‌جو برای کیس آیفون

انشاالله تا همین یکی دو روز آینده (دیگه نشد، ۳ روز دیگه حتمیه 😀 ) گوشی‌مون را عوض می‌کنیم و یک iPhone 3GS که مدت‌هاست به دنبال خرید این گوشی از برند جیگر و فوق مورده علاقه‌ام، اپل می‌خریم.

مهم‌ترین که در مورد خرید گوشی جدیدم برام مهم بود، داشتن یک محافظ بود و در این مورد هم خیلی حساس بودم چون دوست نداشتم گوشی ظریفی مثل آیفون را با کیس‌های گنده ضایع کنم! خلاصه‌ی کلام، در این مورد جست‌و‌جو زیاد کردیم و نتایج زیادی هم بهم چشمک می‌زنن که باید از بینشون انتخاب کرد بالاخره. ولی این کیس بیش‌تر از هر چیز دیگه‌ای تحسین من را برانگیخت، واقعا جالبه!!!!:

iphone-recession-case

از مهم‌ترین نکات در مورد این قاب، ضد‌آب و ضد حرارت بودنش هست 😀 کافیه یک‌بار بهش اعتماد کنید و آب و آتش را روی این قاب استفاده کنید تا از قابلیت‌های ویژه‌ی اون بهره‌مند بشید!! در ضمن مهم هم نیست آیفونتون کدوم مدله، ۲G یا ۳G و یا ۳GS فرقی نمی‌کنه. چون این قاب کاملا جادار هست و چیز زیاد توش جا می‌شه!

اگه واقعا به این علاقه‌مند شدید، باید بگم می‌تونید با قیمت ۰.۹۹$ یکی‌شو واسه خودتون بخرید (؟!!) اینجا رو ببینید.

راز ثروت‌مند شدن یک زن!

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی ۱ میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید ! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد ۲۰ هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ۱۰ صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ۱۰ صبح برنامه ای برایش نگذارد . روز بعد درست سر ساعت ۱۰ صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد . وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر ۱۰۰ هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !

منبع

دفترچه‌های آیفونی شکل

20090630_0c1ac2e599a25ffaf57aqazhjndbpgbsthumb

یک ایده‌ی جالب چینی طرحی را ساخته که یک دفترچه هست که درش قسمت‌های مربوط به تقویم، دفترچه تلفن، یادداشت و احتمالا چیز‌های دیگه وجود داره. از همین دفترچه‌های جیبی کوچیک که شاید همه تجربه‌ی استفاده ازش را داشته باشن.

ولی فرق این دفترچه با بقیه‌ی مدل‌های معمولیش اینه که این دفترچه طرح یک آیفون هست! و واقعا هم زیباست. حتی قسمت‌های مختلفش هم، مثلا دفترچه تلفن، کادر بندی و طرحش مثل دفترچه‌ی تلفن خود آیفون هست… عکس‌های بیشتر از این طرح با اسم iPhone Notepad را ببینید:

iphonenotepad

iphonenotepad02

بیشتر بخوانیددفترچه‌های آیفونی شکل

قوانین مورفی

این نوشته را در انجمنهای دارینوس دیدم. یک قانون هست در مورد زندگی! می تونید بخونید و ببینید چقدر در زندگی شما این قوانین صدق می کنن و بنظر شما درست هست برای شما؟ بنظر من و بهتر بگم برای من شاید نصفش درست بود، یعنی یاد اتفاقاتی افتادم که واسه خودم افتاده 😀

قوانین مورفی

تعریف :
” اگر بیش از یک ر اه برای انجام کاری انجام کاری وجود داشته باشد و یکی از آنها به فاجعه منجر شود ، شخص از همان راه استفاده خواهد کرد.”
این جمله قانون اصلی مورفی ست که به طور خلاصه این طور هم بیان شده است : هر چیزی که امکان خراب شدنش وجود دارد ،خراب می شود .
عبارت اخیر میان هکرها هم از محبوبیت خاصی برخوردار است . این شبه قانون بدبینانه که به قانون فینگر هم مشهور است برداشتی ست از اصل دوم ترمودینامیک که می گوید : بی نظمی در جهان رو به افزایش است .

منشاء قانون مورفی:
قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ و در پایگاه نیروی هوایی ادواردز شکل گرفت . نام قانون هم از نام کاپیتان ادوارد ای . مورفی گرفته شده است . مورفی مهندس هوا فضا بود که آن زمان در پروژه ای منسوب به ام ایکس ۹۸۱ کار می کرد .هدف این پروژه تعین مقاومت انسان در برابر سقوط ناگهانی بود . در یکی از سخت ترین آزمایشهای پروزه تکنسینی تمام سیمها را برعکس وصل کرد و درنتیجه آزمایش بی نتیجه ماند.ادوارد مورفی درباره این تکنسین گفت : ” اگر یک راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشد ،همان یک راه را پیدا میکند.” و قانون مورفی همانجا شکل گرفت.
باتوجه به منشاء مکانیکی اش در ابتدا فقط در فرهنگ فنی مهندسین رواج یافت و سپس به فرهنگ عامه راه پیدا کرد .
چیزهای بیشتری در باره منشاء قانون مورفی :
در روایت دیگری قانون نه توسط مهندس مورفی بلکه توسط شخص دیگری به همین نام ساخته شده است .اما آیا کسی می تواند قانونی را خلق کند ؟ به هر حال این قوانین توسط این مورفی ،آن مورفی یا خلاصه مورفی نامی، کشف شده اند.
اغلب انگلیسی ها فکر می کنند قانون مورفی یک جور جوک ایرلندی ست.البته مورفی نامی ایرلندی ست و صد البته ایرلندی ها سوژه همیشگی جوک های ایرلندی اند.بسیاری از انگلیسی ها تصور می کنند قانون مورفی به این معناست که سر هر اتفاق بدی باید ایرلندی ها را سرزنش کرد چون آنها یاسهل انگارند یا احمق ،و یا هر دو.به هر حال اسطوره نژاد پرستانه انگلیسی همچین چیزی می گوید.

بقیه در ادامه مطلب…

بیشتر بخوانیدقوانین مورفی

اوج صداقت در فروش یک گوشی موبایل

honestiphone

در تصویر بالا مشاهده می کنید که شخصی قصد داره گوشی آیفون خودش را به قیمتی مناسب بفروشه. نکته ی قابل توجه صداقت مثال زدنی این فروشنده هست. ترجمه ی متنی که در عکس هست که توضیحاتی در مورد گوشی هست، اینه:

قصد فروش یک آیفون ۳G دارم که ۳ ماه دارم ازش استفاده میکنم. گوشی از همه نظر کاراییش عالی هست. تنها مشکل اینه که یک بار در یک توالت مردانه افتاده در چاله ای از ادرار، ولی من سریع برش داشتم و به خوبی تمیزش کردم و هیچ آسیبی به گوشی و صفحه اش وارد نشده.

من که هرگز حاضر نیستم این گوشی رو استفاده کنم! البته اگه ۲۰ دلار می فروخت قبول می کردم 😀 همینجاست که میشه به نتیجه رسید صداقت اصلا هم خوب نیست 😛