۲۴ آبان ۱۳۸۸
در این بازی سادهی فلش شما یک شخص آلوده به آنفولانزا هستید و باید با انتقال ویروس از طریق سرفه باعث گسترش این بیماری بین مردم بشید. هرچه به مراحل جلوتر برید محیطها بستهتر میشه و باید افراد بیشتری را مبتلا کنید.

اگه در زندگی واقعیتون نمیتونید با خیال راحت توی کوچه و خیابون سرفه یا عطسه کنید (!) این بازی میتونه راه حل خوبی باشه.
با جهتهای روی کیبورد آدمی که کنترل میکنید را حرکت بدید و به جای مناسب برید. وقتی احساس کردید در موقعیت مناسب قرار دارید با زدن کلید “Space” سرفه/عطسه میکنید (در هر مرحله فقط یکبار میتونید سرفه کنید) و صبر میکنید و شاهد مبتلا شدن بقیه به بیماری خواهید بود.
در بازی سه گروه وجود دارن:
۱٫ کودکان (قرمز): کودکان آسیبپذیرتر از بقیه هستند و با بقیه هم بیشتر در ارتباط هستند و میتونن راه خوبی برای انتفال سریعتر ویروس باشن. (۵ امتیاز)
۲٫ بزرگسالان (بنفش): آسیبپذیری اونها کمتر هست و سرعت انتقال بیماری در اونها نسبت به کودکان کمتر هست. (۱۰ امتیاز)
۳٫ کهنسالان (زرد): سیستم دفاعی این گروه ضعیفتر هست و خیلی راحت مبتلا میشن ولی در عوض با بقیه کمتر در ارتباط هستند و بههمین علت بیماری را دیرتر انتقال میدن. (۱۵ امتیاز)
بازی هم کلا ۱۰ مرحله هست. چقدر توضیح دادم واسهی یک بازی ساده
برای انجام دادن این بازی اینجا را کلیک کنید.
پیام اخلاقی: اگه همکلاسیم موقع سرفه کردن یک دستمال جلوی صورتش میگرفت الان من رو به موت نبودم
برچسب ها: آنفولانزا, ابتلا, انتفال, بازی, بیماری, ساده, شیوع, فلش, مبتلا, ویروس, کمک
فرستاده شده با موضوع بازیهای کامپیوتری، سرگرمی | بدون نظر »
۱۹ آبان ۱۳۸۸
در این عکس میتونید تغییرات شیشه نوشابههای کوکاکولا را در طول ۸۷ سال ببینید. تاریخ ساخت شیشه نوشابهها از چپ به راست: ۱۸۹۹ – ۱۹۰۰ – ۱۹۱۵ – ۱۹۱۶ – ۱۹۵۷ – ۱۹۸۶ (برای بزرگنمایی روی عکس کلیک کنید)

برچسب ها: تاریخ, تاریخچه, شیشه, عکس, نوشابه, کوکاکولا, گذشت زمان
فرستاده شده با موضوع سرگرمی، عمومی، عکس | بدون نظر »
۲۳ شهریور ۱۳۸۸
انشاالله تا همین یکی دو روز آینده (دیگه نشد، ۳ روز دیگه حتمیه
) گوشیمون را عوض میکنیم و یک iPhone 3GS که مدتهاست به دنبال خرید این گوشی از برند جیگر و فوق مورده علاقهام، اپل میخریم.
مهمترین که در مورد خرید گوشی جدیدم برام مهم بود، داشتن یک محافظ بود و در این مورد هم خیلی حساس بودم چون دوست نداشتم گوشی ظریفی مثل آیفون را با کیسهای گنده ضایع کنم! خلاصهی کلام، در این مورد جستوجو زیاد کردیم و نتایج زیادی هم بهم چشمک میزنن که باید از بینشون انتخاب کرد بالاخره. ولی این کیس بیشتر از هر چیز دیگهای تحسین من را برانگیخت، واقعا جالبه!!!!:

از مهمترین نکات در مورد این قاب، ضدآب و ضد حرارت بودنش هست
کافیه یکبار بهش اعتماد کنید و آب و آتش را روی این قاب استفاده کنید تا از قابلیتهای ویژهی اون بهرهمند بشید!! در ضمن مهم هم نیست آیفونتون کدوم مدله، ۲G یا ۳G و یا ۳GS فرقی نمیکنه. چون این قاب کاملا جادار هست و چیز زیاد توش جا میشه!
اگه واقعا به این علاقهمند شدید، باید بگم میتونید با قیمت ۰٫۹۹$ یکیشو واسه خودتون بخرید (؟!!) اینجا رو ببینید.
برچسب ها: 2G, 3g, 3GS, iPhone, آب, آتش, خرید, قاب, قاب آیفون, موبایل, کیس, گنده
فرستاده شده با موضوع سرگرمی، عکس | ۳ نظر »
۲۱ شهریور ۱۳۸۸
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی ۱ میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید ! مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد ۲۰ هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت ۱۰ صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت ۱۰ صبح برنامه ای برایش نگذارد . روز بعد درست سر ساعت ۱۰ صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت . پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد . مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد . وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر ۱۰۰ هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !
منبع
برچسب ها: بانک, ثروتمند, جالب, شرط, شرطبندی, مدیر, مسن, پول, پیراهن, پیرزن
فرستاده شده با موضوع سرگرمی | بدون نظر »
۱۰ تیر ۱۳۸۸

یک ایدهی جالب چینی طرحی را ساخته که یک دفترچه هست که درش قسمتهای مربوط به تقویم، دفترچه تلفن، یادداشت و احتمالا چیزهای دیگه وجود داره. از همین دفترچههای جیبی کوچیک که شاید همه تجربهی استفاده ازش را داشته باشن.
ولی فرق این دفترچه با بقیهی مدلهای معمولیش اینه که این دفترچه طرح یک آیفون هست! و واقعا هم زیباست. حتی قسمتهای مختلفش هم، مثلا دفترچه تلفن، کادر بندی و طرحش مثل دفترچهی تلفن خود آیفون هست… عکسهای بیشتر از این طرح با اسم iPhone Notepad را ببینید:


مشاهده ادامه مطلب »
برچسب ها: iPhone, ایده, جیبی, دفترچه, دفترچه تلفن, طرح, موبایل
فرستاده شده با موضوع سرگرمی، عکس | بدون نظر »