الان توی تخت خوابم هستم و نمیتونم فکر اینکه صبح وقتی از خواب بیدار میشم قراره سال جدید تحصیلی شروع بشه را از سرم بیرون کنم. برای همین موبایلم را برمیدارم و یک موضوع برای روز اول مدرسه انتخاب میکنم تا در موردش بگم.
میخوام از چیزهایی که باعث میشه حالم از روز اول مدرسه به هم بخوره بگم تا دلم خنک شه یه کم. من کلا از روز اول مدرسه بدم میاد، کاش مدرسه از روز دهم شروع میشد. آخه روز اول مدرسه خیلی لوس و بیمزه تشریف دارن! بدم میاد از اینکه هم کلاسیهای سال قبلم رو دوباره میبینم و بعد باید به زور بخندم جلوشون و یه خورده هم باهاشون احوال پرسی کنم. از اینکه میبینم باز باید برم توی یک کلاس و هشت، نه ماه اونجا وقتم بگذره اصلا خوشم نمیاد. از معلم، دبیر، استاد یا هر لفظ دیگه ای بدم میاد. از اینکه روز اول همه ی معلمها میان سر کلاس و حرفهایی که ١٠ ساله اول سال میشنوم را طوری میگن انگار که تازه اولین باره داره اون حرف زده میشه و خودشون هم اختراعش کردن بدم میاد. ازاینکه ناظم و معاون و مدیر و هر کس دیگه ای هی میگه شما دیگه یک سال بزرگتر شدید و باید فلان کار رو نکنید بدم میاد. از اینکه روز اول همه بچه ها تصمیم گرفتن درس خون باشن و به درس گوش بدن که دیگه حالم به هم میخوره! از…
همین جوری بخوام ادامه بدم میتونم یه کتاب بنویسم از “آنچه در روز آغازین سال تحصیلی من را آزار میده”. فعلا تنها چیزی که حالمو خوب میکنه اینه که با نوشتن این مطلب خوابم گرفت و الان راحت میخوابم دیگه:D
لعنت به فردا صبح تا ظهرش!
No related posts.

بیای پیش دانشگاهی چی میگی پس… ۸-)
[پاسخ]
علی پاسخ در تاريخ مهر ۴م, ۱۳۸۸ ۵:۱۸ ب.ظ:
kamkar،
درس، درسه! چه تو دبستان باشه چه توی دانشگاه :دی همشون حالبههمزنن!
[پاسخ]