چرا می‌ره جلو عقربه هی / متنفرم از ته دل من از اول مهر

باور نمی‌کنم انقدر زود تابستونم داره تموم می‌شه. یعنی باور نمی‌کنم که انقدر تابستونم بد گذشت… اول همه‌ی بدی‌هاش هم اون عمل جراحی بود که انجام دادم، و هنوز هم عواقب و مشکلات بعد از عمل وجود داره و نگذاشته ۲ ماه زندگی عادی داشته باشم.

هرسال این‌موقع تا می‌فهمم یک ماه دیگه مونده تا شروع مدرسه‌ام، به خودم می‌گم کو تا یک ماه دیگه؟! اما امسال این‌جوری نیست، دارم به خودم می‌گم وای فقط یک ماه دیگه مونده؟؟

تازه از یک یا دو هفته قبل از شروع اول مهر هست که باید وسایلمو آماده کنم و خلاصه چند روز بیش‌تر به تابستونم نمونده! خلاصه که امسال اصلا آمادگی شروع مدرسه‌ها را به این زودی ندارم و احساس می‌کنم هنوز از تابستون ارضا نشدم. چی‌کار بکنم حالا؟

خداوندا یه سرگرمی باحالی، یه اتفاق جالبی چیزی واسه من جور بفرما تا جبران این چند وقت ناراحتیم بشه. یعنی می‌شه؟

پی‌نوشت: تابستون کوتاهه…

  • Share/Bookmark

No related posts.

درج یک پاسخ