خاطره‌ای از یک مادر: خوراک جگر!

این یک “send to all” در یاهو مسنجر بود که مطلب کوتاه و بامزه‌ای هست، خوندنش هم خالی از لطف نیست :D :

اولین باری که برای بچه ها خوراک جگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.

غذا رو کشیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو کرد و اخم هایش رفت توی هم. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب بزنه… به بچه ها گفتم: “ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمزه است، یه کوچولو امتحان کنید…اصلا می دونید اسم این غذا چیه؟ یه راهنمایی می کنم بهتون… باباتون گاهی منو به همین اسم صدا می زنه.”

ناگهان چشمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت: “نخور! نخور! تاپاله است.”

  • Share/Bookmark

No related posts.

برچسب ها: , , , ,

۳ پاسخ برای ”خاطره‌ای از یک مادر: خوراک جگر!“

  1. kamkar می‌گه:

    سلام
    من kamkar تو دارینوسم…یه وبلاگ وردپرس زدم جدیدا، میگم این ویجت که تگ ها رو نشون میده(همین خوشگله که میچرخه) اسمش چیه؟

    [پاسخ]

    علی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۷م, ۱۳۸۸ ۱۲:۳۸ ب.ظ:

    سلام حسین جان!
    اسم اون ویجتی که می‌گی “WP-Cumulus” هست. البته یک مشکلی داره که فقط تگ‌های انگلیسی‌تو نشون می‌ده…
    فکر کنم خودت بدونی چجوری باید دنبالش بگردی و نصبش کنی دیگه؟

    در ضمن لینک بلاگت رو هم به پیوند‌هام اضافه کردم ;)

    [پاسخ]

  2. kamkar می‌گه:

    علیک سلام :D
    چه خوبه اسم منو یادته! بسی خوشحال شدم :)
    آره، نصب رو بلدم! ولی خوشم نیومد فقط انگلیسی نشون میده :(

    [پاسخ]

درج یک پاسخ