ساعت درجه‌بندی‌شده برای به موقع انجام دادم کارها

۳۰ مرداد ۱۳۸۸

progressbarclock01

progressbarclock02

اگر هنوز متوجه نشدید که کار این ساعت چیست، یا اصلا این چه‌جور ساعتی هست، باید بگم این ساعت درجه‌بندی شده به ۲۴ قسمت. کاملا مشخصه که هر درجه از اون یک ساعت را مشخص می‌کنه. شاید شبیه عملیات دانلود یک نرم‌افزار یا فیلم هست که ۲۴ ساعت طول می‌کشه! ولی تنها مزیت این ساعت نوع متفاوتش نسبت به ساعت‌های دیگه نیست. همون‌طور که می‌بینید در بالای این ابزار چندین Tag یا برچسب وجود داره، وقتی که ساعت می‌رسه به جایی که برچسب را گذاشتید، ساعت زنگ می‌زنه و این یعنی این‌که شما کاری را باید انجام بدید که الان وقتش هست، برای خاموش شدن زنگ باید این برچسب را ۹۰ درجه بچرخونید! (که در عکس اول نشون داده شده)

فکر نکنم وسیله‌ی خیلی کارآمدی بتونه باشه، وسایل دیجیتال مثل موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌ها هم این کار رو خیلی خوب انجام می‌دن. ولی خوب حتما که نباید همه‌ی کارها دیجیتالی باشه!!

یاهو،گوگل یا بینگ؟

۲۹ مرداد ۱۳۸۸

BlindSearch

این مطلب را در سایت IranHotHead دیدم و به‌نظرم خیلی جالب اومد.

هرکسی معیارهای خودش را برای انتخاب یک مرورگر داره. خود من تا سال پیش به علت این‌که از اول با Yahoo، کار جستجو را انجام می‌دادم، بیش‌تر با اون جستجوهام رو انجام می‌دادم. که از اون موقع به بعد به علت سرعت خوب و نتایجی که بعضا بهتر بودن، اومدم سراغ Google.

طبیعتا به همین علت هم حتی اگه احساس کنم نتایج مثلا یاهو بهتره، باز هم ترجیح بدم از گوگل استفاده کنم چون یک‌جور تعصب در آدم به‌وجود میاد. ولی برای این‌که بدونید واقعا کدوم سرویس جستجوگر برای شما بهترین هست، بهتره BlindSearch رو امتحان کنید. در این سرویس شما کلمه‌ی خودتون را جستجو می‌کنید، سایت اون کلمه در سه موتور جستجوی قوی Yahoo, Bing و Google بررسی می‌کنه و نتایج هر‌کدوم را جداگانه به شما نشون می‌ده! شما نتایج را بررسی می‌کنید (که البته می‌تونه جستجو در Web باشه یا جستجو در عکس‌ها!) و هرکدوم را که احساس کردید نتایج بهتری ارائه داده رو بهش رای میدید، با زدن کلید Vote. حالا اسم موتورهای جستجو ظاهر می‌شه و می‌تونید بفهمید که در این انتخاب به‌دور از تعصب و علاقه‌ی قبلی، کدوم سرویس نظر شما را به خودش جلب کرده.

در ۳۱ جولای DelicateGeniusBlog، بعد از ۵۵۹۲۳۹ کاوش نتایج برتری را ارائه داده.نتیجه جالب است، گوگل با ۴۱ درصد اول است،بینگ از یاهو جلو زده و ۳۱ درصد را به خود اختصاص داده و یاهو هم بازی را باخته! فقط ۲۸ درصد.

شما هم می تونید به آدرس BlindSearch.Fejus.Com برید و کلمه‌ی مورد علاقه‌تون را جستجو کنید. من بعد از جستجوی حدودا ۱۰ عبارت (در بین عکس‌ها) به این نتیجه رسیدم که اول از همه گوگل و بعد از اون یاهو و بینگ مناسب من هستند.

اگر وب‌سایت‌ها انسان بودند

۲۹ مرداد ۱۳۸۸

از اون‌جایی که این عکس از طریق Digg در خیلی جاها پخش شده خواستم من هم از این پخش شده‌گی عقب نمونم و Shareش کنم! :D

البته به‌نظرم می‌شد بهتر روش کار کرد… ولی همین‌جوری هم ارزش دیدن را داره. همون‌طوری که از موضوع پیداست، می‌تونید چهره‌ی انسانی سایت‌ها رو ببینید!

websitepeople

سرویس جدید وردپرس برای کاربرانش، کوتاه‌کننده‌ی لینک‌ها

۲۷ مرداد ۱۳۸۸

سرویس جدیدی که وردپرس جدیدا در اختیار کسانی که در WordPress.com بلاگ دارن، قرار داده، سرویس محبوب کوتاه‌کننده‌ی لینک‌ها هست. در این زمینه سایت‌های موفق زیادی مثل Bit.ly و TinyURL.com وجود دارند. کاربران دوست دارن از این سایت‌ها و امکاناتشون استفاده کنند چون لینک‌ها را خیلی کوتاه‌تر از اون‌چیری می‌کنن که هستند و در نتیجه گذاشتن اون‌ها در یک نوشته باعث می‌شه نظم نوشته به هم نخوره،‌ همین‌طور در سرویس‌هایی مثل تویتر که محدودیت ارسال متن تا ۱۴۰ کاراکتر هست، استفاده از این سرویس‌ها برای گذاشتن لینک در نوشته بسیار محبوبیت داره.

wp-me

ولی وردپرس این کار را فقط مخصوص دارندگان بلاگ در WordPress.com قرار داده تا هر‌جا نام WP.me رو دیدید بدونید این یک آدرس کوتاه شده از مطلبی در وردپرس هست. آقای Matt در بلاگ وردپرس ورق وردپرس با بقیه‌ی سرویس‌ها را این‌جوری توضیح می‌ده که:

  • WP.me تنها دامین دوحرفی هست با پسوند .me در جهان
  • حالا، همه‌ی بلاگ‌ها و پست‌های WordPress.com دارای URLهای WP.me هستند.
  • برای هیچ URL دیگه‌ای در جهان کار نمی‌ده، فقط برای دارندگان WP.me هست.
  • این لینک‌ها ماندگار هستند، یعنی تا زمانی کار خواهند داد که WordPress.com پابرجاست.
  • WP.me بدون اسپم هست، چون ما دایما در حال بررسی لینک‌ها هستیم و اسپم‌ها را از WP.me پاک خواهیم کرد.

روش استفاده از این سرویس:

اول از همه باز هم این نکته را می‌گم که این سرویس برای بلاگ‌های WordPress.com هست نه بلاگی که شما روی هاست خودتون نصب و راه‌اندازی کردید. (شاید در آینده در بلاگ‌هایی که خودمون بر روی هاست نصب کردیم هم بتونیم این امکان رو ببینیم.)

حالا وقتی که دارید پست جدیدی را می‌نویسید یا نوشته‌تون را ویرایش می‌کنید در کنار لینک اصلی مطلبتون گزینه‌ای اضافه شده با نام “Get Shortlink” (معادل فارسی‌شو نمی‌دونم هنوز. شاید باشه “کوتاه کردن لینک”!) وقتی روی این گزینه کلیک کنید پنجره‌ای باز می‌شه و لینک شما آماده‌ست برای کپی کردن.

اگر شما وارد سیستم هم شده باشید، می‌تونید برای هر صفحه‌ای در WordPress.com آدرس کوتاه بگیرید، لینکی در زیر منوی “Blog Info” در قسمت مدیریت شما برای این کار وجود داره.

نوشته‌ی اصلی در بلاگ وردپرس: WP.me — shorten your links

شکنجه از نوع پزشکی، فیزیوتراپی

۲۷ مرداد ۱۳۸۸

دردها انواع مختلفی دارن، بعضی دردها لحظه‌ای به وجود میان ولی در طول چند ساعت شخص را آزار می‌دن، بعضی دیگه همون لحظه فقط به‌وجود میان و نهایتا بعد از چند ثانیه از بین می‌رن، همین‌جوری به‌نظرم می‌شه درجه بندیش کرد به انواع دیگه‌ی دردهای معمولی، زیاد، خیلی زیاد و…؟!!

تا الان سه روز، و به عبارتی ۳ جلسه هست که مشرف می‌شیم به فیزیوتراپی، اصولا مناسب هست برای خم کردن زانو یا دست (بعد از عمل جراحی که مدتی با اون قسمت از بدن کار نشده)، یا رفع دردهایی که ناشی از مشکلاتی مثل آرتروز هست. ولی مشکل این هست که هر روز آن‌چنان دردی حس می‌کنم که مطمئنا ۱۰ مرتبه قوی‌تر از درد “خیلی زیاد” هست. چون زانوی مبارک بنده بعد از عمل جراحی که روشون انجام شده مشکلاتی در خم شدندش به وجود اومده و شاید ۶۰ – ۷۰ درجه خم می‌شه. (تازه نه به‌راحتی)

مشکل از جایی شروع می‌شه که بعد از گرم کردن زانو، مالیدن یک سری پمادیجات روی اون و دادن شوک به کل پا (با برق)، می‌رسیم به غول مرحله‌ی آخر بازی! یعنی خود جناب دکتر… وای زانوم درد گرفت بهش فکر کردم. میاد کنارم می‌ایسته و ازم می‌خوام به پشت بخوابم. بهم می‌گه با کمک اون پام زانومو تا جایی که می‌تونم خم کنم. بعد از ۵ ثانیه یک‌دفعه خودش دستش رو می‌گذاره پشت پام و تا جایی که می‌تونه فشار می‌ده… :( از زانوم چندین بار صدای “تق‌تق” میاد که دیوانم می‌کنه. با تمام وجودم داد می‌زنم و شروع می‌کنم به گریه کردن. پدرم که باهام به اون‌جا میاد دستامو می‌گیره و دلداری می‌ده، التماس می‌کنم و از اون مرد می‌خوام که کارشو متوقف کنه، بهم میگه دیگه زانومو خم نمی‌کنه و همون‌جا نگه داشته. ولی مهم اینه‌که در زانوم درد خیلی زیادی به‌وجود اومده. در کم‌تر از ۱۰ ثانیه اندازه‌ی یک ظرف اشک ناخواسته از چشمام میاد و عرق می‌کنم. هنوز به داد زدنم ادامه می‌دم تا وقتی که پامو ول کنه و بگذاره روی تخت. بعدش هم غر می‌زنه و می‌گه باید پات بیش‌تر از این‌ها خم بشه! گریه‌ام قطع نمی‌شه چون درد پام هنوز خیلی آزار دهنده‌ست.

بابامو تهدید می‌کنم که فردا دیگه نمیام این‌جا و ترجیح می‌دم زانوم بیش‌تر از ۸۰ – ۹۰ درجه خم نشه (هرچند که اون ۹۰ درجه هم تا چند دقیقه بعد از خم شدن زانو توسط دکتر، دووم نمیاره!) با صدایی که زیاد هم بلند نیست، به دکتر بی‌ادبی می‌کنم تا دردم تسکین پیدا کنه!

خلاصه این‌که کار ما تموم می‌شه و پدرم وقت می‌گیره واسه جلسه‌ی فردا، همون ساعت و همون موقع. از وقتی می‌شینم توی ماشین دچار استرس شدیدی می‌شم، واسه‌ی فردا! حتی مادر و پدرم هم از حرف‌هام این موضوع را متوجه می‌شن و مادرم ابراز نگرانی می‌کنه و ازم می‌خواد انقدر در موردش فکر نکنم. ولی نمی‌شه… نمی‌شه… نمی‌شه…

تا فردا دیگه آرامش ندارم، شب خواب فیزیوتراپی رو می‌بینم، روز به دردی که در فیزیوتراپی کشیدم فکر می‌کنم، فرداش به دردی که در انتظارمه فکر می‌کنم، و هرچه به جلسه‌ی فیزیوتراپی نزدیک‌تر می‌شم احساس ترس عجیبی وجودم را فرا می‌گیره. فعلا که ۳ روزه این شده نحوه‌ی زندگی جدید من! واقعا ازش بیزارم. دوست دارم همین الان از خواب بیدار بشم و ببینم این ۳ روز را داشتم خواب می‌دیدم و از فردا دیگه قرار نیست برم فیزیوتراپی. ای‌ ‌کاش زود‌تر تموم بشه :(

شما هم همین الان می‌تونید ۴ ۵ بار زانوتون را خم و راست کنید و بعد خدا را به‌خاطر همین موضوع که شاید واسه‌ی بعضی‌ها خیلی ساده باشه، شکر کنید.

RSS