۸ تیر ۱۳۸۸
یک مجموعهی ۱۷ تایی از بالشهای غیر عادی جایی دیدم که واقعا جالب بنظر میرسن… نکتهی خوب در مورد این مجموعه این هست که مثل خیلی از عکسهایی که از این چیزهای غیرعادی میبینیم، در حد طرح نیستن و اگه واقعا علاقهمند باشید میتونید واسهی خودتون یکیش را سفارش بدید. مثلا:


این مجموعه را خیلی دوست داشتم و اگه شرایطش فراهم بشه خیلی دوست دارم یکیشونو بخرم.برای دیدن این مجموعهی زیبا پیشنهاد میکنم به سایتی که معرفیشون کرده برید (و اگه دوست داشتید برای هر نوع بالش لینکی داده شده برای خرید!). برای رفتن به سایتی که بالشها را معرفی کرده، یعنی Toxel.com اینجا را کلیک کنید.
برچسب ها: بالش, خرید, عجیب, عکس, غیرعادی, پشتی
فرستاده شده با موضوع عکس | بدون نظر »
۸ تیر ۱۳۸۸
در قسمت اول نوشتهام تا اونجایی توضیح دادم که به اتاق عمل زفتم، و نهایتا بیهوش شدم، یعنی دیگه چیزی نفهمیدم از زندگی! وبرای مدت ۵-۶ ساعت مرده بودم تا اینکه دوباره در اتاق ریکاوری به هوش اومدم و بقیهی زندگی که خیلی دردناکتر از قبل شده بود را ادامه دادم.
در این مطلب قصد دارم ماجراهای بعد از بیرون اومدن از اتاق عمل تا الان که دارم اینها رو میگم، را بنویسم!
این رو هم باز بگم که چون وضعیتی که نشستم زیاد خوب نیست، ممکنه این نوشته غلط املاییهایی داشته باشه!
مشاهده ادامه مطلب »
برچسب ها: بیمارستان, بیهوش, جراحی, خانه, خسته, خون, درد, دکتر, شب, عمل جراحی, لپتاپ, پرستار, پلاتین, کامپیوتر, گچ
فرستاده شده با موضوع مربوط به خودم | یک نظر »