آخیش … بالاخره دارم میرسیم به پنجم فروردین، روزی که مسافرت ۸ روزه ی خانوادگی ما به سرزمین نمی دونم چی چی ( توی این برگه هه یه چیز جالبی نوشته بود حالا یادم نمیاد
) ، ترکیه شروع خواهد شد.
خوب منم دل دارم ! همه ی دوستان و آشنایان ( البته همه که نه
ولی خوب خیلیها ! ) رفتن مسافرت، من هنوز تو خونم … آخرین مسافرتی که رفتم مربوط میشه به تابستون ( تابستون بود ؟!!! ) جای شما خالی رفتم مکه مکرمه ! ( یا منوره
) و خلاصه خیلی به یه مسافرت نیاز دارم … جاش هم برام مهم نیست فقط می خوام یه کم از خونه دور بشم
.
کلا مسافرت خارجی خیلی هم بیشتر حال میده، فقط به یه دلیل … فرودگاه !
خوب باحاله دیگه !
همین که کلی باید معطل بشی حال میده ! همین که ممکنه به قیافت گیر بدن حال میده ! همین که میخوای از گیت رد بشی حال میده ( هی بوق میزنه شاد میشی
) ! همین که پاسپورتتو چک می کنن شاد میشی ! همین که باز توی اون کشور پاسپورتتو چک می کنن شاد میشی ! … حالا بخوام ادامه بدم خیلی میشه ولی کل مسافرتهایی که رفتم یه طرف، خاطرات فرودگاهش اون طرف ! 
به هر حال سفر چیزیه که هرکسی چند وقت یک بار بهش نیاز داره بنظر من … جاش هم مهم نیست ( مهمه !
) مهم اینه که بهت خوش بگذره !
از همین الان از بابا قول خرید ۱۰ ۲۰ تا چیز جدید گرفتم ( که نمی خره !
یعنی همشو نمیخره
) و کلی برنامه ریزی کردم.
دعا کنید سفر خوبی داشته باشم
و من هم دعا می کنم شما اگه مسافرت میرید بهتون خوش بگذره، اگه هم خونه می مونید توی ایام عید کلی اتفاق باحال واستون بیفته.
در ضمن اونجا هم باز مطلب می نویسم سیستم دنبالمه ( باشه بابا می فهمیدیم …
). فعلا !
No related posts.

باشه علی جان فقط منو با نام “سینما مجید” لینک کن و بیا بگو شما رو با چه نامی لینک کنم
[پاسخ]