ویدیوی مایکروسافت برای معرفی ویندوز ۷ به کاربران

ارسال شده @ ۱۰:۵۲ قبل از ظهر در تیر ۱۱, ۱۳۸۸ توسط علی

windows7tour01

آخرین نسخه‌ی سیستم عامل مایکروسافت، یعنی ویندوز ۷ به‌زودی منتشر خواهد شد. مایکروسافت در یک کار جدید که البته برای ویندوزها جدید هست (چون سیستم عامل دیگه‌ای مثل مک هست که سال‌هاست این کار رو انجام می‌ده) یک تور ویدئویی از امکانات و مشخصات ویندوز ۷ ارائه کرده تا کاربران بیشتر با این ویندوز جدید آشنا بشن. این ویدئو از اینجا قابل مشاهده هست.

  • Share/Save/Bookmark
  • دیدگاه @ ویدیوی مایکروسافت برای معرفی ویندوز ۷ به کاربران
  • RSS

دفترچه‌های آیفونی شکل

ارسال شده @ ۳:۱۷ قبل از ظهر در تیر ۱۰, ۱۳۸۸ توسط علی

20090630_0c1ac2e599a25ffaf57aqazhjndbpgbsthumb

یک ایده‌ی جالب چینی طرحی را ساخته که یک دفترچه هست که درش قسمت‌های مربوط به تقویم، دفترچه تلفن، یادداشت و احتمالا چیز‌های دیگه وجود داره. از همین دفترچه‌های جیبی کوچیک که شاید همه تجربه‌ی استفاده ازش را داشته باشن.

ولی فرق این دفترچه با بقیه‌ی مدل‌های معمولیش اینه که این دفترچه طرح یک آیفون هست! و واقعا هم زیباست. حتی قسمت‌های مختلفش هم، مثلا دفترچه تلفن، کادر بندی و طرحش مثل دفترچه‌ی تلفن خود آیفون هست… عکس‌های بیشتر از این طرح با اسم iPhone Notepad را ببینید:

iphonenotepad

iphonenotepad02

(دنباله…)

  • Share/Save/Bookmark

ساخت تم برای وردپرس با روشی آسان

ارسال شده @ ۵:۲۶ بعد از ظهر در تیر ۹, ۱۳۸۸ توسط علی

چند روز پیش وبسایتی را دیدم که یک سرویس ساخت قالب بلاگ وردپرس بدون نیاز به کدنویسی گذاشته بود که به‌ قول خودش مناسب تازه‌کار‌هاست.

این Wordpress Theme Generator امکانات ساده‌ای برای ویرایش قالب پیش‌فرض خودش به شما می‌ده تا بتونید آماده‌اش کنید واسه بلاگ وردپرس خودتون. کار باهاش که خیلی ساده هست، چون چیز خاصی نداره! ولی اگر چیزی رو هم نفهمیدید چند بار تغییرش که بدید همون لحظه پیش‌نمایشی از قالب نشونتون می‌ده که می‌تونید بفهمید هر تنظیم چه کاری انجام میده. البته با Save کردن این قالب نمیشه گفت که به درد یک وبلاگ با زبان فارسی می‌خوره! یعنی بعد از ساخت این اگر یک‌راست در بلاگتون قرار بدید، متوجه می‌شید که نیاز به یکم ترجمه قسمت‌ها و راست‌چین کردن دارید که بعد از انجام اون می‌شه از قالب برای زبان فارسی هم استفاده کرد.

کلا چیز بدی نیست، ولی حرفه‌ای هم نیست…

  • Share/Save/Bookmark
  • دیدگاه @ ساخت تم برای وردپرس با روشی آسان
  • RSS

بالش‌های غیرعادی (عکس)

ارسال شده @ ۹:۲۱ بعد از ظهر در تیر ۸, ۱۳۸۸ توسط علی

یک مجموعه‌ی ۱۷ تایی از بالش‌های غیر عادی جایی دیدم که واقعا جالب بنظر می‌رسن… نکته‌ی خوب در مورد این مجموعه این هست که مثل خیلی از عکس‌هایی که از این چیزهای غیرعادی می‌بینیم، در حد طرح نیستن و اگه واقعا علاقه‌مند باشید می‌تونید واسه‌ی خودتون یکیش را سفارش بدید. مثلا:

pillow12

pillow01

این مجموعه را خیلی دوست داشتم و اگه شرایطش فراهم بشه خیلی دوست دارم یکیشونو بخرم.برای دیدن این مجموعه‌ی زیبا پیشنهاد می‌کنم به سایتی که معرفیشون کرده برید (و اگه دوست داشتید برای هر نوع بالش لینکی داده شده برای خرید!). برای رفتن به سایتی که بالش‌ها را معرفی  کرده، یعنی Toxel.com اینجا را کلیک کنید.

  • Share/Save/Bookmark

آنچه در بیمارستان بر من گذشت - قسمت دوم

ارسال شده @ ۴:۳۱ بعد از ظهر در تیر ۸, ۱۳۸۸ توسط علی

در قسمت اول نوشته‌ام تا اونجایی توضیح دادم که به اتاق عمل زفتم، و نهایتا بیهوش شدم، یعنی دیگه چیزی نفهمیدم از زندگی! وبرای مدت ۵-۶ ساعت مرده بودم تا اینکه دوباره در اتاق ریکاوری به هوش اومدم و بقیه‌ی زندگی که خیلی دردناک‌تر از قبل شده بود را ادامه دادم.

در این مطلب قصد دارم ماجراهای بعد از بیرون اومدن از اتاق عمل تا الان که دارم این‌ها رو می‌گم، را بنویسم!

این رو هم باز بگم که چون وضعیتی که نشستم زیاد خوب نیست، ممکنه این نوشته غلط املایی‌هایی داشته باشه!

(دنباله…)

  • Share/Save/Bookmark

آنچه در بیمارستان بر من گذشت - قسمت اول

ارسال شده @ ۱۱:۳۳ بعد از ظهر در تیر ۷, ۱۳۸۸ توسط علی

الان حالم خیلی بهتره‌.انرژی خیلی بیشتری دارم. می‌تونم بعضی از کارهای روزمره‌ام را دوباره از سر بگیرم. آرامش بیشتری دارم. اگه شب‌ها انقدر درد نداشتم هم وضعم خیلی بهتر بود…

قبلا در مورد اینکه چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته قرار بود تحت عمل جراحی قرار بگیرم چیزهایی گفتم! از روز سه‌شنبه که رفتیم سمت بیمارستان (در تهران) دیگه دسترسی به اینترنت نداشتم تا دو شب پیش، که ترجیح می‌دم جداگانه در موردش صحبت کنم؛ همینجا البته! در این مطلب قصد دارم نسبتا کامل در مورد بلایایی که بر سرم اومد بنویسم! تا یک روز بخونم و خدا را شکر کنم که گذشت…

قبل از هر چیزی بگم که الان در وضع بدی دارم تایپ می‌کنم و با اینکه حالم بهتر از روزهای قبله، ولی هنوز هم آرامش کافی ندارم! احتمالا عکسی از وضعیت خودم و کیبورد در این نوشته خواهم گذاشت. در کل این را گفتم که به این نتیجه برسیم که ممکنه در این نوشته غلط‌های املایی‌ وجود داشته باشه و از اونجایی که ممکنه حوصله نکنم نوشته را بخونم، شاید رفع هم نشه بعضی‌هاش، این هم از این!

(دنباله…)

  • Share/Save/Bookmark

فردا دیگه واقعا میرم زیر تیــغ!

ارسال شده @ ۹:۰۰ بعد از ظهر در تیر ۲, ۱۳۸۸ توسط علی

هفته ی پیش، روز شنبه بود که رفتیم تهران که قبلش مطلبی نوشتم و در اون گفتم که باید برم دکتر و معلوم نیست کی بتونم باز بیام توی اینترنت! اونجا هم ماجراهایی برامون پیش اومد که گفتم!

چهارشنبه صبح ساعت ۶ در بیمارستان پذیرش خواهم شد و ساعت ۸ صبح دکتر جان عمل میکنن! اگه سالم موندم که گفته تا شنبه - یکشنبه مرخص میشم و بعدش هم احتمالا یکراست برمیگردیم خونه… البته ممکنه دیرتر مرخص بشم. اگه هم بمیرم که یک پدیده از دنیا کم میشه :D  در هر حال امشب راه میفتیم به سمت تهران، در نتیجه من از الان تا مدت نامعلومی ( حد اقل ۴ - ۵ روز ) فعالیتی در بلاگم ندارم و اینجا خاک میخوره! شاید هم من مردم و اون موقع باید یک سال صبر کرد تا این هاست و دامین بسته شه (چه افکار پلیدی!)

پ.ن: راستی این مطلب دیشب نوشته شده و تاریخ انتشارش مال الان هست! چون ترسیدم فردا (یعنی وقتی این مطلب منتشر میشه :D ) دیگه وقت نکنم این مطلب رو اضافه کنم چون باید آماده بشم تا بریم سمت تهران. البته علت دیگه اش هم این بود که گفتم شاید یک مطلب دیگه توی این چند ساعت باقی مونده اضافه میکنم و اون موقع این نوشته دیگه اول نیست! که باید باشه…

ویرایش ۶ تیر ۱۳۸۸: ویرایش کردم تا بگم من دیشب یعنی ۵ تیر برگشم خونه. دیروز مرخص شدم و یکراست برگشتیم سمت خونه… خیلی درد دارم کاری نمی تونم بکنم.

  • Share/Save/Bookmark

اصلاح الگوی مصرف: دخترکی خفن

ارسال شده @ ۳:۱۹ بعد از ظهر در تیر ۲, ۱۳۸۸ توسط علی

این شعر رو درفروم دارینوس دیدم و بسیار بنظرم جالب اومد! :D

دخترکی خفـــن

روزی به رهی دخترکی بود خفن
چون کبکِ خرامان قدمی روی چمن

صد جور مکمل به رُخش مالیده
از عزتِ نفس ، سر به سما ساییده

یک مانتو به تن داشت چه گویم از آن
از چهار طرف کوته و تنگ و چسبانmod

بر روی سرش روسری ای بود ، عجب
طولش به گمانم نرسد نیم وجب

شلوارک برمودایی هم بر پا داشت
آنجا که نباید بشود ، پیدا داشت!

آهسته به او گفتمش ای یار عزیز
ای دخترِ خوب و پاک و محجوب و تمیز

این چیست به تن کرده ای و نیست لباس
آراستگی یه چیز و مد چیزِ جداس

با عشوه بگفت پاسخم با این حرف
“اصلاح نموده ام ز الگو ، مصرف”

گر نیت صرفه جویی داری ای زن
اصلا نکن این لباس را هم بر تن!!

منبـــع

  • Share/Save/Bookmark

ندا، دختری که نماد اعتراض ها شد

ارسال شده @ ۱۱:۵۴ بعد از ظهر در تیر ۱, ۱۳۸۸ توسط علی

nedaفیلم کشته شدن و خونریزی دختری که در درگیریهای روز شنبه از دنیا رفت را دیگه خیلیها دیدن… فیلم غم انگیزیست. این فیلم خیلی زود در همه ی شبکه های اجتماعی پخش شد و همه ی مردمی که اخبار ایران را دنبال می کردن این فیلم رو دیدن.

اسم این خانوم”ندا آقا سلطان” هست. این اتفاق چون فیلمی هم از لحظه ی مرگ براش وجود داشت شاید خیلی زود در بین همه پیچید و مردم دنیا را تحت تاثیر قرار داد. واقعا فیلم تاثیر گذاری هست. توی تویتر در قسمت کلمات کلیدی (Trending Topics) واژه ی Neda وجود داره، وقتی روش کلیک میکنید هزاران تویت در مورد این خانوم می بینید. همه، از هرجای دنیا… در موردش حرف زدن و ابراز ناراحتی کردن.

در فیس بوک، صفحه ای به یادبود از ندا درست شده تا شاید همیشه یادی از او و بقیه ی ایرانیهایی که توی این چند روزه از دست رفتن، باشه.

ندا آقا سلطان

امروز هم BBC Persian با نامزد ندا صحبت کرد، که در اینجا قابل مشاهده هست. هم چنین امروز ویدئویی در Youtube دیدم از یک مرد خوش صدا که برای نـدا شعری گفته و با گیتارش اون را میخونه. این ویدئو را به همراه زیرنویس فارسی می تونید از اینجا ببینید. (فکر میکنم این آقا امریکایی هست)

و سایتی هم الان دیدم با نام “We Are All Neda” که در اون در مورد این خانوم نوشته شده و از بازدیدکنندگان خواسته تا مطلبی برای ندا بنویسند.

مطلب در این مورد در اینترنت زیاد شده. اگر علاقه مند هستید صفحه ی ندا در ویکی پدیا را بخونید. لینکها و اطلاعات زیادی در اون وجود داره.

ویرایش: این رو هم الان دیدم. عکسهای جالبی داره!

البته ندا تنها کسی نیست که در اتفاقات اخیر جانش را از دست داده، یعنی نمی خوام بگم بقیه مهم نیستند. ولی ندا شاید شد نمادی از کشته شدن افرادی که بعضا بی گناه بودن تا به واسطه ی داستان ندا، بقیه را هم یادمون نره. در شبکه های مختلف دیگه هم صحبت و بحث در مورد اتفاقات روز شنبه، ۳۰ خرداد در ایران هست. به عنوان یک نوجوان امیدوارم هر اتفاقی که میفته، حداقل مردم کشورمون را اینجوری از دست ندیم. برای من مهم نیست که نتیجه ی این جنگ و جدل های سیاسی چی میشه. ولی خیلی افسوس می خورم که این عزیزان از دست برن. پیشتر هم نمی خواستم در مورد این جور چیزها چیزی اینجا بگذارم، ولی دیگه طاقت نیاوردم…! ندا اولین کسی نبوده که برای دفاع از اون چیزی که فکر میکرده درسته از دنیا رفته، آخریش هم نیست / برای بدست آوردن اون چیزی که می خوای شاید نیاز باشه جونت را هم بدی.

روح همه ی کسانی که از دست رفتند، شـــاد.

they-shot-us

Rest in peace, Neda…

  • Share/Save/Bookmark

نشان گر موس مک برای ویندوز

ارسال شده @ ۵:۲۶ بعد از ظهر در تیر ۱, ۱۳۸۸ توسط علی

اگر با سیستم عامل Macintosh کار کرده باشید می دونید که نشان گر (Cursor) متفاوتی نسبت به ویندوز داره. من که ترجیحش میدم به نشان گر خود ویندوز، شاید به علت تعصب، یا علاقه ای باشه که به مک دارم. و دوست دارم وقتی با ویندوز کار می کنم هم، اون رو شبیهش کنم به مک!mac-os-x-cursor-for-windows

نکته ی خوب در مورد این Cursor اینه که نصبش خیلی راحت هست و با یک نصب ساده به لیست Pointerها در ویندوز اضافه خواهد شد و هر موقع هم خواستید می تونید غیر فعالش کنید.

اگر به نشان گر Mac OS X علاقه دارید اون را با حجم ۱/۵ مگابایت از اینــجا دانلود کنید.

می تونید هم مطلب را در سایت معرفی کننده ببینید، و از خود اونجا هم میشه دانلود کرد.

  • Share/Save/Bookmark