۲ مرداد ۱۳۸۹
یک کامیک جالب در سایت The Doghouse Diaries دیدم در مورد نرمافزارهای آنتیویروسِ مزاحم که همهش با پیغامهای بیوقفهشون میخوان کاربر رو مجبور کنن نسخهی اصلی رو بخرن. البته این موضوع فقط در مورد آنتیویروسها نیست و هر برنامهای که نسخهی آزمایشی (Trial) داره، اگه این نسخهشو دانلود کنید، خدا میدونه روزی چندبار بهتون پیغام میده که نسخهی اصلی رو بخرید.
این کامیک رو به فارسی برگردوندم و میتونید در ادامهی مطلب بخونید، نسخهی اصلی رو هم میشه از اینجا دید. درضمن این سایت کلا کامیکهای جالبی داره، وقت کردید ببینیدشون.
مشاهده ادامه مطلب »
برچسب ها: The Doghouse Diaries, Trial, آزمایشی, آنتیویروس, اصلی, خرید, طنز, مجبور, مزاحم, نسخهی آزمایشی, نسخهی اصلی, ویروسکش, پولی, پیغام, کامیک
فرستاده شده با موضوع طنز، عکس | بدون نظر »
۲۵ تیر ۱۳۸۹

سایتی مثل YouTube را در نظر بگیرید که میشه در اون هر فیلمی رو مشاهده کرد، با این تفاوت که در این سایت فقط فیلمهای سینمایی قرار داده میشه. Film.FM سایتی هست که در اون میتونید به منبع بزرگی از فیلمهای سینمایی جهان، که مثل YouTube بهشکل Streaming قابل دیدن هستند دسترسی داشته باشید.
فیلمها در قسمتهای مختلف بر اساس ژانر، بازیگران، زبان، سال تولید و موارد دیگه دستهبندی شدن و قابل جستوجو هستند. وقتی فیلمی رو انتخاب میکنید، فیلم از یک سرور شروع به اجرا شدن میکنه، اگر با یک سرور مشکل داشتید میتونید اون را از جاهای دیگه مشاهده کنید.
سایت کاملا بهروز هست و شاید همهی فیلمهای پرطرفدار و جدید رو میشه درش پیدا کرد. تنها مشکلی که ممکنه باهاش مواجه بشیم مشکل مسدود شدن اکثر سرویسهایی هستند که فیلمها ازشون دانلود میشه که ممکنه وقتی میخواید یک فیلم رو اجرا کنید، باهاش روبرو بشید که برای حلش اگر چند بار ویدئوها را از سرورهای دیگه ببینید، ممکنه بالاخره سروری رو پیدا کنید که هنوز مسدود نشده باشه و بتونید با استفاده از اون فیلم رو ببینید.
در ضمن، دیدن فیلم با این سایت نیاز به اینترنت پرسرعت داره… چون فیلم همزمان دانلود و اجرا میشه.
برچسب ها: Film, FM, Movie, Stream, Streaming, دانلود فیلم, دیدن فیلم رایگان, سینمایی, فیلم, فیلمهای سینمایی رایگان
فرستاده شده با موضوع معرفی سایت، ویدیو | ۴ نظر »
۳۰ خرداد ۱۳۸۹
همیشه وقتی سر جلسهی امتحان نشستم، اگه مثلا زمان امتحان یک ساعت باشه حداقل ۵ دقیقه به چیزهای خیلی بیربط به امتحان فکر میکنم. یکی از این فکرها که از اول دبستان تا حالا باهام بوده، نگه داشتنِ زمان هست!

اون دورانی که تازه مدرسه میرفتم و قبلترش یه کارتون توی تلویزیون بود که خیلی دوستش داشتم. “ساعت برنارد” کارتونی بود که هروفت میدیدمش پای تلویزیون میخکوب میشدم. برنارد یک ساعت عجیب داشت که هرموقع بهمشکل برمیخورد زمان رو نگه میداشت، اینجوری هر فعالیتی که توی دنیا در حال انجام بود متوقف میشد، برنارد کارش رو انجام میداد و دوباره دکمهای که روی ساعت کوچولوش بود رو میزد تا همهچیز بهحالت عادی برگرده. نمیدونم چرا هیچوقت اون قسمتش که میخواست چند تا جعبه رو از اتاقش که طبقهی بالا بود ببره توی پارکینگ خونه و با استفاده از ساعتش این کار رو خیلی راحت انجام داد رو یادم نمیره!
بههرحال، اینکه ساعت برنارد و توقف زمان و جلسهی امتحان چهربطی به زندگی من دارن مربوط میشه به یهجور آرزو که از بچگی داشتم!
وقتی مینشستم سر جلسهی امتحان و شروع میکردم به جواب دادن به سوالها، وقتهایی که چند تا از سوالها رو بلد نبودم یا توی درستی جوابم شک داشتم سریع میرفتم توی فکر اینکه کاش یک ساعت برنارد داشتم تا بتونم باهاش زمان رو نگه دارم! اونجوری میتونستم خیلی راحت برم سراغ برگههای بقیهی بچههای کلاس، جوابهاشونو نگاه کنم و وقتی جواب درست را روی برگهی خودم نوشتم، باز دکمهی ساعتم رو بزنم! حتی همهی جزئیاتش رو هم واسه خودم بررسی میکردم، انگار همون لحظه ساعت دستم بود و فقط لازم بود یه نقشهی درستوحسابی بکشم تا همهچیز خوب پیش بره! بچهها رو توی حالتی که همه مثل مجسمه شدن، یا معلم رو وقتی داره قدم میزنه و در همون حالت خشک شده تجسم میکرد و کلی ذوق میکردم واسه خودم!! حتی کسایی که میخواستم از رو دستشون تقلب کنم رو هم واسه خودم نشون میکردم!
هنوز هم بعضی وقتها که سوالها رو بلد نیستم یاد اون آرزوی قشنگم میفتم! شاید دیگه نتونم مثل اونموقع همهی شرایط و حالات رو تجسم کنم واسه خودم. ولی یک تفاوت عمده داره وقتی الان بهفکر ساعت برنارد میفتم! اونم اینهکه وقتی یکم بهش فکر میکنم بهخودم میگم: “اگه دیشب درست خونده بودی الان مثل بز اینجا ننشسته بودی تا از این فکرهای چرند بهسرت بزنه!!”
برچسب ها: Bernard's Watch, امتحان, برگه, تقلب, توقف زمان, خشک, زمان, ساعت, ساعت برنارد, سوال, مدرسه, معلم
فرستاده شده با موضوع درس و مدرسه | ۷ نظر »
۱۷ خرداد ۱۳۸۹
دو تا دختر اعصابخوردکن به آپارتمان طبقهی بالایی من نقل مکان کردن.
من مجبورم به هر حرف بیخودی که میزنن گوش بکنم.
اینها نامههایی هستن از طرف من به اونها.
نوشتهی بالا میتونه عنوان یک وبلاگ باشه!

در وبلاگ Dear Girls Above Me، این آقا هر روز نامههایی رو از طریق بلاگش به دو تا دختر که انگار صدای همهی کارهاشون به گوشش میرسه، مینویسه!
خیلی از نوشتهها بیشتر جنبهی طنز داره و مثلا قسمتی از صحبتهای اون دو تا رو در موردش اظهار نظر کرده، یا نظرش را در مورد کارهای مختلفشون گفته، هر نامهای که هرروز نوشته میشه هم یکی دو خط بیشتر نیست.
شاید خوندن بخشی از این بلاگ خالی از لطف نباشه!
برچسب ها: Dear Girls Above Me, آپارتمان, اذیت, بیخود, خانوم, دختر, دو, صدا, نامه, نظر, وبلاگ
فرستاده شده با موضوع سرگرمی، معرفی سایت | ۲ نظر »
۱۳ خرداد ۱۳۸۹
+ نه، دیگه نمیتونم.
- آهان، باشه.
اگه اینجوری بشه، اگه جای “آره”با یک “نه” عوض بشه، بعضی وقتها، خیلی فرصتها رو بهباد میده و خیلی آرزوها رو به ناامیدی تبدیل میکنه. اگه یک جواب مثبت به جواب منفی تبدیل بشه شاید خیلی چیزها عوض بشه، ممکنه زندگی تباه بشه، معلوم نیست تا کی اثرش روی آدم بمونه، من یکی که بهراحتی چیزی رو فراموش نمیکنم، خدا میدونه جواب منفی دادن به یک درخواست چقدر میتونه یکی رو بشکنه… اگه امروز من “نه” میشنیدم الان این مطلب رو نمینوشتم، شاید اصلا بهفکر نوشتنش نمیافتادم. حال خیلی بد میشد، پس خوشحالم که اونطور نشد.
برچسب ها: آره, امید, تباه, جواب, خوشحال, زندگی, سوال, عاطی, عوض, فراموش, مثبت, منفی, نه, پاسخ
فرستاده شده با موضوع عمومی | ۲ نظر »